محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
102
خلد برين ( فارسى )
گفتار در بيان محاربهء خاقان سكندر شان با فرخ يسار والى شروان و ظفر يافتن بر وى به تاييد پادشاه پادشاهان سبحان من له العظمة و الكبريا كه چون به منطوق كريمهء تُؤْتِي - الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ « 1 » قامت قابليت سعادتمندى را از جامه خانهء انعام عام خود به تشريف والاى سلطنت و تاجدارى بيارايد نخست به كليد عنايت بىغايت ، ابواب حصول كام و وصول به اعلى درجهء مرام را بر روى دولت ابد مدتش بگشايد ، و چون به مصدوقهء وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ « 2 » وقت آن رسد كه افسر سرورى را از سر ستمگرى شقاوت - اثر برگرفته از لباس جهانبانيش عريان گرداند صورت زوال دولت و اقبالش در آينهء ظهور و اظهار به وى نمايد . از اينجاست كه چون آفتاب تيغ كشد شب تيره سپر اندازد و چون خسرو خاور به ميدان آسمان تازد سپاه كواكب را منهزم و پريشان سازد . بنابر اين چون نير جهان افروز سلطنت بىزوال اين شهريار مرتضوى خصال از افق جاه و جلال طالع شد كوكب اقبال بسيارى از پادشاهان و الا شان روى به مغرب زوال نهاد ، و چون معمار قضا به تأسيس بنيان دولتسراى اين دولت و الا پرداخت قصر شوكت انبوهى از فرماندهان جهان را ويران ساخت . از آن جمله انهدام قصر شوكت و اقتدار شروانشاه بود كه در مبادى طلوع نير جهانافروز اقبال بىزوال اين اورنگآراى سرير اقبال روى نمود . تفصيل اين اجمال آن كه چون ماهچهء رايت ظفر آيت شهريار خورشيد منزلت گردون بسطت بر ولايت شروان پرتو جهانستانى افكنده موضع جبانى مخيم سرادقات جاه و جلال گرديد و خبر قرب ورود پادشاه دين پناه به شروانشاه رسيد رعب و هراس به نوعى بر
--> ( 1 ) - سورهء آل عمران ، آيهء 26 . ( 2 ) - سورهء آل عمران ، آيهء 26 .