محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
91
خلد برين ( فارسى )
شهريار عالى گهر ظاهر گرديد نايرهء غضب آن بداختر شعلهور شده بر اثر خاقان بحر و بر به رسم ايلغار طريق تعاقب سر كرد و چون نزديك به معسكر ظفر اثر رسيد جانشين سرير جمشيد و اسكندر ، كثرت و عدت آن لشكر قيامت اثر را به نظر در نياورده چون شير نر و پلنگ مردم در ، به صوب ايشان برگرديد و پيشتر از آن كه جگر - گوشهء ذو الفقار را در معركهء كارزار صاعقه بار فرمايد يا دست و بازو به خون كسى از آن طايفهء غدار گشايد رعب و هراس بىقياس سر راه بر آن گروه حق ناشناس گرفته آوارهء وادى مراجعت گرديدند و خورشيد آسمان جلالت در ضمان امن و عافيت بر ولايت چخور سعد تابان شد و روزى چند در آن حدود به فراغت گذرانيده بيشتر از آن مصلحت اقامت در آن ولايت نديد و فضاى دلگشاى دقوزآلام « 1 » را از غبار موكب جهانپيماى مشكساى گردانيده مصراع : ظفر ملازم و نصرت رفيق و بخت قرين ، رخت اقامت به آن ولايت كشيد . ذكر وصول قراجه الياس به كرياس گردون اساس و گوشمال ساكنان قلعهء منتش به نيروى بازوى اقبال شهريار لشكركش چون صيت ظهور دولت بىزوال شاهى ظل اللهى در اقطار آفاق بلند آوازه گرديد و شعشعهء طلوع اين مهر جهان افروز چون پرتو آفتاب عالمتاب از مشرق به مغرب رسيد آنان كه نسبت به اين سلسلهء و الا و خاندان معلى طريق عقيدت و اخلاص مىسپردند از شش جهت هفت اقليم از سر ، قدم ساخته روى توجه به آستان كرامت نشان آوردند و هر كس را هواى دلگشاى جانبازى در سر افتاد از چهار گوشهء جهان ، جبههء نياز بر عتبهء اقبال شهريار سرافراز نهاد . از آن جمله قراجه الياس بود كه از راه وفور ارادت و اخلاص با فوجى از صوفيان مرز و بوم روم متوجه كرياس گردون اساس و محرم كعبهء
--> ( 1 ) - در احسن التواريخ : « دوقوزاولم » .