قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى
654
خلاصة التواريخ ( فارسى )
ايام عمرش چهل و نه سال ، مدت سلطنتش يكسال و نيم « 1 » و بيست و دو روز . از او يك پسر ابو الفوارس شاه شجاع و سه دختر ماند . صبيهء بزرگش كه از صبيهء شاه غفران پناه شاه نعمت - اللّه باقى « 2 » و خانش خانم همشيرهء شاه جنت مكانى به وجود « 3 » آمده قبل از رفتن قلعهوان ، شاهزاده الحال در حبالهء خلف السادات و النقبا امير برهانا الدين شاه خليل اللّه است و دو صبيهء ديگر كه از كنيزان حاصل شدهاند . شاه « 4 » اسمعيل در عدالت و رعيت پرورى و سخا و كرم گسترى عديل « 5 » خود نداشت . « 6 » در ايام سلطنت [ 486 ] او باز در هوادارى كبوتر در پرواز آمد و از ترس سياست او سيمرغ فتنه در پس كوه قاف اعتكاف « 7 » عزلت و انزوا اختيار كرد و شير بسان جغد از ممعورهء عالم روى به خرابهها نهاد « 8 » . آن حضرت در امامت جمعه و جماعات « 9 » و احكام صيام و صلوة « 10 » و استدامت امر به معروف و نهى منكرات « 11 » و رفع « 12 » بدع و مناهى « 13 » يد بيضا نمود . چه استقامت امور « 14 » مملكت بىاستحكام قواعد شريعت صورت نمىبندد و نظام اعمال دولت بىقوام اعمال ملت ميسر نمىشود ، « 15 » چنانچه كلام معجز نظام سيد انام ، عليه افضل الصلاة و السلام مشعر بر آنست « الملك و « 16 » الدين توأمان » . نظم : « 17 » تأويل توأمان چه بود غير از آنكه ملك * آن را دهد خداى كه دين را شعار كرد و تعظيم علماى اسلام كه حافظان ممالك ملت احمدى و حارثان « 18 » مسالك شريعت محمدىاند ، بيت « 19 » : بر منهج گفتار رسول مدنى * « من اكرم عالما فقد اكرمنى » ، به تقديم مىرسانيد و لشگريان را كه استقامت كارخانهء سلطنت « 20 » به وسيلهء كوشش و جانسپارى ايشان مقرر است ، مسرور نگاه داشت . سخا و بذل گشاده عين المالى كه در نظر مردم چون مردمك عين نور چشم مىافزود ، صرف جنود ظفر شعار « 21 » كرد . مرسوم و « 22 » مواجب قورچيان كه مدت چهارده سال در ذمهء همت شاه جنت مكان مانده بود ، شفقت فرمود . چنانچه مرد مجهولى صد تومان و « 23 » دويست تومان گرفت « 24 » . بعضى وجوهات كه تعلق به حضرت « 25 » صاحب العصر و الزمان خليفة - الرحمن عليه صلوات من اللّه المنان داشت به سادات عالى درجات ممالك محروسه خصوصا سادات « 26 » عظام
--> ( 1 ) - ن : نيم است و دو روز ( 2 ) - م ، ن : ثانى ( 3 ) - ب ، م : بود آمده ( 4 ) - م : شا ( 5 ) - ن : نظير ( 6 ) - م ، ن : نداشت و ( 7 ) - ب : ندارد ( 8 ) - ن : نهاد و ( 9 ) - م ، ن : جماعت ( 10 ) - ب ، م : صلوات ( 11 ) - ن : منكر ( 12 ) - ن : دفع بدفع مبادم . ب : دفع بدع ( 13 ) - م : منادى ( 14 ) - م : « امور » ندارد . ( 15 ) - م ، ن : نمىشد ( 16 ) - م : « و » ندارد ( 17 ) - ن : بيت . م : ندارد ( 18 ) - م ، ن : جاريان ( 19 ) - ب ، م : ندارد ( 20 ) - ن : سلاطين ( 21 ) - ب : سعاد ( 22 ) - ن : « و » ندارد ( 23 ) - م ، ن : « و » ندارد ( 24 ) - م ، ن : گرفت و ( 25 ) - ن : به صاحب الزمان داشت به سادات عالى درجات ممالك محروسه ( 26 ) - ب ، م : دات