قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى
645
خلاصة التواريخ ( فارسى )
و هم در اين سال مردمان شروان « 1 » آغاز مخالفت كرده ، طاووس ميرزا « 2 » كه « 3 » خواهرزادهء برهان كه سابقا دارايى آن ولايت به دو متعلق بوده « 4 » او را برداشته به پادشاهى نشاندند و عنان اختيار به قبضهء اقتدار او « 5 » دادند . وى « 6 » با عجب و غرور بيرون از ادراك « 7 » اوهام و نخوت « 8 » و تكبر « 9 » تمام روى به شابران « 10 » نهاد . حاكم آن ديار ارس سلطان روملو ، ششصد نفر از غازيان جنگجره « 11 » را به دفع آن برگشته روزگار فرستاد . روملويان چون بلاى ناگهان در دو فرسخى شابران « 12 » به مخالفان رسيدند « 13 » . طاووس ميرزا با جمعى معتمدان كه هر يك دعوى انا و لا غيرى مىكردند حمله كردند « 14 » . غازيان اعتماد بر آيهء كريمهء « كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ » « 15 » كرده ، خود را بر قلب مخالفان زدند . ايشان طاقت مقاومت و قدرت استقامت نياورده ، به مضمون : الفرار مما لا يطاق من سنن المرسلين ، عمل نموده روى به هزيمت نهادند . ميرزا طاووس مأيوس و بى « 16 » ناموس به وادى فرار شتافت « 17 » . غازيان وى را با چهارصد نفر از آن قوم بىهنر به قتل آوردند و سرهاى پر باد « 18 » ايشان را به درگاه معلى آوردند . و هم در آن اوان ، شاه جهان ايالت قراباع به امام قلى بيك قاجار كه قورچى بود او را سلطان گردانيده « 19 » به گنجه و قراباغ فرستادند . و هم در روز سهشنبه هفتدهم « 20 » شهر ربيع الاول سنهء مذكوره شاهزاده گوهر سلطان خانم بنت شاه جمجاه غفران پناه ابو البقا سلطان شاه طهماسب كه در حبالهء نواب سلطان ابراهيم ميرزا بود ، از غايت « 21 » تعلق كه به نواب ميرزايى داشت ، از تاريخ رحلت نواب غفران پناه بر بستر بيمارى و ناتوانى خوابيده خويش را در رضوان به آن شاهزادهء [ 480 ] عالميان رسانيد « 22 » و سه ماه و دوازده روز مفارقت ميانهء ايشان واقع شد و آخر در بهشت جاودانى به يكديگر پيوستند . « 23 » رحمة اللّه عليهما رحمة « 24 » واسعة . شاه اسمعيل مبلغى « 25 » كلى زر داده ، قورخمس بيك شاملو را با جمعى از سادات و علما و مشايخ وزرا مقرر كرده خدمت تجهيز و تكفين شاهزاده « 26 » را را بجاى آورده ، نعش او را به قم نقل كرده در سردابهء شاهزاده سلطانم كه در تحت قبهء ساميهء فاطميه « 27 » عليها السلام است دفن كردند .
--> ( 1 ) - ب ، م ، ن : شيروان ( 2 ) - ب ، م ، ن : ميرزا را ( 3 ) - م ، ن : كه از ( 4 ) - ن : بود ( 5 ) - ب ، م : رو ( 6 ) - ب ، م ، ن : و با ( 7 ) - ن : ادراك و ( 8 ) - ن : كبر ( 9 ) - ب ، م : ديگر ( 10 ) - ن : بر آن ديار ( 11 ) - م : جنگجزه آمدند . ن : جنگجو آمده ( كذا ) ( 12 ) - م : بر آن . ن : بدان ( 13 ) - ب ، م : رسيد ( 14 ) - ن : نمودند ( 15 ) - سوره 2 آيه 249 . م : و لم . ن : كم من فئة قليلة عبثت حبة كثيره باذن الفرار مما لا يطاق عمل نموده ( 16 ) - م : پى ( 17 ) - ن : شتافتند ( 18 ) - ن : زياد ( 19 ) - ب ، م ، ن : گردانيدند ( 20 ) - ب : هفدهم ( 21 ) - م : عنايت ( 22 ) - ب ، م ، ن : رسانيده ( 23 ) - ب : پوستند ( 24 ) - م ، ن : « رحمة » ندارد ( 25 ) - م ، ن : مبلغ ( 26 ) - ب ، م ، ن : شاهزادهها ( 27 ) - ب ، م : فاطميه