قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى

پيشگفتار 27

خلاصة التواريخ ( فارسى )

لحاظ صفحات و مطالب نيز كامل‌تر است بر نسخه‌هاى چهارگانه ديگر ترجيح دارد و به همين جهت در تصحيح متن خلاصة التواريخ آن را به عنوان نسخه اصل انتخاب كرده‌ام . نسخهء بيانى از نظر متن به نسخهء موزه شباهت كامل دارد اما بواسطه از بين رفتن صفحاتى از كتاب بر اثر صحافى و اينكه تاريخ تحرير نسخه سال 1050 هجرى است نسبت به نسخهء موزه از كمال و قدمت كمترى برخوردار است . نسخهء كتابخانه ملى ملك نيز به نسخهء بيانى و موزه شبيه است و ظاهرا به نظر مىرسد هر دو آنها از روى يك متن استنساخ شده باشند لكن چون چند صفحه از اين نسخه در ابتدا و انتهاى آن افتاده و تاريخ كتابت آن مشخص نيست و تعدادى از صفحات متن نيز به وسيله صحافى ناقص شده نمىتوان آن را به عنوان نسخهء اصل مأخذ تصحيح متن قرار داد . نسخهء نفيسى بسيار ناقص است زيرا صرفنظر از آنكه در پايان نسخه وقايع به سال 999 نمىرسد و به 998 ختم مىشود مطالب كتاب نيز مجمل و كوتاه شده و تعداد زيادى از اشعار در متن نيامده و دو نامهء مفصل كه يكى از آنها نامه عربى عبد الوهاب سفير شاه اسمعيل در استانبول و ديگرى نامه شاه تهماسب به سلطان سليم دوم است در اين نسخه وجود ندارد . نسخهء برلين با وجود خط خوش و زيبايى جلد و تزئينات متن ، فاقد مزيت لازم است . جهت تاريخ 1095 كه در داخل مجلّد نسخه آمده چيزى را در مزيت آن اثبات نمىكند . از سوى ديگر همانطور كه اشاره شد مطالب در پايان كتاب از سال 999 فراتر رفته و به سال 1001 رسيده است و اين مطالب اضافى به طوريكه از متن نسخه پيداست فشرده‌تر از مطالب قبلى و با خطى ريزتر و شايد عجولانه‌تر از آن به وسيلهء كاتب و احتمالا براى منظور خاصى تنظيم شده و چون دنبالهء رويدادها ناگهان قطع شده و تاريخ كتابت نيز معلوم نيست نمىتوان در مورد تاريخ اتمام كتاب اظهار نظر كرد و اگر فرض كنيم اين قسمت اضافى همان وقايعى باشد كه قاضى احمد در پايان كتاب وعدهء نوشتن آن را داده است كه فرضى است بعيد ، باز به علت فقدان تاريخ تحرير ، دليلى بر قدمت اين نسخه نسبت به نسخهء اصل ما نخواهد بود . نسخهء برلين نيز مانند نسخهء نفيسى فاقد دو نامهء مفصل ياد شده است كه بخش قابل ملاحظه‌اى از كتاب را تشكيل مىدهد و در عوض داراى حشو و زوائد فراوانى است كه بر جملات و اشعار و رويدادها و شرح حالها آمده و شباهت آن را با تمام نسخه‌هاى بالا از بين برده است و اين احتمال تقويت مىشود كه محرر اين نسخه به دليلى كه معلوم نيست ظاهرا سليقه و اطلاعات خود را بر متن اصلى تحميل كرده است . با توجه به مراتب بالا اينجانب نسخهء موزه را به عنوان اصل قرار داده و نسخه‌هاى بيانى و نفيسى و ملك را با آن سنجيده و به تصحيح متن پرداخته‌ام . در اين تصحيح از نسخهء برلين استفاده نشده است زيرا اختلاف در كلمات و عبارات و مطالب آنقدر زياد است كه اگر قرار بود