قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى
پيشگفتار 23
خلاصة التواريخ ( فارسى )
سبك بوداق بيگ شباهت به قاضى احمد دارد او نيز از صفوة الصفا با روش مشابهى استفاده كرده داستان جنگ شاه اسمعيل با شروانشاه و جزئيات آن و گفتگوى شيخزاده لاهيجى نماينده شاه اسمعيل با شيبك خان اوزبك در اثبات حقانيت مذهب تشيع در اين دو اثر شبيه به يكديگر آمده است . در ميان كتابهايى كه مشتمل بر تاريخ پيشوايان صفوى و شاه اسمعيل و شاه تهماسب است آثارى تحت عنوان تاريخ شاه اسمعيل و تاريخ صفويان و عالم آراى شاه اسمعيل بدون ذكر نام مؤلف وجود دارد و در مأخذ نيز مؤلفين آنها را ناشناس ذكر كردهاند . از ميان اين كتابها دو اثر بنام عالمآراى شاه اسمعيل و عالمآراى صفوى كه هر دو يك متن واحد ولى با دو تحريراند در تهران به چاپ رسيده است . نسخههاى ديگرى بدون نام مؤلف تحت عنوان شاه اسمعيل ( متعلق به موزهء بريتانيا ) و نسخهء دانشگاه كمبريج و تاريخ شاه اسمعيل نسخهء كتابخانه ملى تهران و نسخهء ديگرى در تاريخ صفويه از آغاز تا شاه اسمعيل ( متعلق به اينديا اوفيس قسمت ايران ) وجود دارد كه همه آنها با شيوهاى عاميانه نوشته شده و بيشتر روش نقالى در آنها منظور نظر بوده است . با اينهمه تأثير صفوة الصفا و حبيب السير و فتوحات شاهى در اين كتابها مشهود است . و بالاخره تذكرهء شاه تهماسب را بايد يكى از مآخذى دانست كه مطالب آن به نظر مىرسد منبعى براى تاريخنويسان زمان شاه تهماسب و پس از آن بوده باشد . اين تذكره كه ظاهرا نوشته شاه تهماسب است حوادث زمان او را از آغاز پادشاهى تا پايان داستان پناهنده شدن با يزيد پسر سلطان سليمان به دربار ايران و تسليم اين پناهنده در برابر چند هزار سكهء طلا آورده است و شباهتهايى كه بين گزارشات قاضى احمد و رويدادهاى تذكره وجود دارد دليل اين است كه قاضى به اين تذكره دسترسى داشته و يا در مسير حوادث آن بوده است . از اين تذكره چندين چاپ در ليپزيك و برلين و تهران و هند انجام گرفته است . به غير از كتابها و منابع تاريخى كه به نمونههايى از آنها اشاره گرديد قاضى احمد براى تدوين خلاصة التواريخ از منابع ديگرى كه به اقتضاى مشاغل خود به آنها دسترسى داشته است استفاده كرده كه از آن جملهاند اسناد و نوشتجات رسمى و دولتى . مؤلف تعداد قابل ملاحظهاى نامه و فرمان آورده كه چند نمونه از آنها عبارتند از نامه شاه اسمعيل به شيبك خان ازبك و نامهء شاه تهماسب به عبيد خان ، نامهء سلطان عثمانى به شاه تهماسب ، نامهء اسكندر پاشا به شاه تهماسب و نامهء مفصل تهنيت و تعزيت به سلطان سليم دوم و نامه به خان احمد گيلانى و پاسخ آن . تعدادى فرمان و فتحنامه نيز در كتاب وجود دارد كه نويسنده به اقتصادى موضوع آنها را در محل خود ثبت كرده است . مشاهدات عينى مؤلف در صحنهء رويدادها و نقل قولها و رواياتى كه از اشخاص مورد اعتماد آورده حوادث ملموس و همزمان او را تشكيل مىدهد كه از نظر تاريخى بسيار مهماند .