قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى
پيشگفتار 18
خلاصة التواريخ ( فارسى )
مىگيرد و وقايع و تحولات دوران زندگى مشايخ و پادشاهان صفوى را از شيخ صفى الدين اردبيلى تا شاه عباس شامل مىگردد . قاضى احمد در سال فوت شاه 984 قمرى تهماسب 20 ساله بوده و با توجه به اشتغال او در رشتههاى مختلف ديوانى و علاقهاش به علم و هنر و تاريخنويسى و دسترسى به منابع تاريخ معاصر ، حوادث نزديك به زمان خود را مفصلتر نوشته و آنجا كه خود در متن حوادث بوده اين تفصيل بيشتر به چشم مىخورد . اما براى نوشتن تاريخ زمانهاى دور تر از همان مداركى استفاده كرده است كه مورخين متقدم از آنها بهره گرفتهاند و به همين دليل بخش نخستين كتاب او كه تاريخ پيشوايان صفويه است به اختصار برگزار شده و از تشكيل حكومت صفوى به بعد وقايع با جزئيات و تفصيل بيشترى آمده است . عنوانگذارى و تقسيم مطالب كتاب از اول تا پايان سلطنت شاه اسمعيل اول بر اساس نام مشايخ سلسله و يا اتفاقات مهم قرار گرفته و از دوران شاه تهماسب به بعد بر اساس سالهاى پادشاهى است هر سال با فصل بهار و عيد نوروز آغاز مىشود و معمولا نام تركى سالها نيز آمده است . بين دو نوروز يك رشته رويدادهاى مهم به صورت فصلهاى فرعى وجود دارد و اتفاقات با اهميت با ذكر روز و ماه و سال همراه است . خلاصة التواريخ در حقيقت يك واقعهنگارى است و حوادث و تحولات سيصد سال تاريخ ايران را از سدهء هشتم تا يازدهم بيان مىكند . حوادثى كه منجر به تأسيس دولت صفوى و استقرار آن به عنوان يك قدرت سياسى و نظامى متمركز بر اساس مذهب شيعه اثنى عشرى گرديد . استقرار تشيّع به عنوان يك مذهب رسمى كه آرمان ديرين شيعيان ايران بود به وحدت ملى و سياسى اقوام ايرانى كمك كرد و مقررات ادارى و اجتماعى خاصى را به وجود آورد . اتحاد مذهب با سياست در شكل جديد حكومت كه مورد پسند همسايگان ايران نبود به مرزهايى منتهى شد كه در آن سوى اين مرزها دولت نيرومند عثمانى و ازبك براى از بين بردن دولت صفوى جنگى طولانى را بر آن تحميل كردند . مسلما مبارزات صفويه و عثمانى براى غرب حائز اهميت بود و اگر دولت صفوى سپاهيان عثمانى را نزديك مرزهاى خود متوقف نمىكرد دولتهاى اروپايى با خطر بزرگى مواجه مىشدند . قاضى احمد بىآنكه تحليلى از ماهيت قضايا بدست دهد ، شرح جنگهاى خارجى صفويه را به تفصيل بيان كرده است ؛ اما او نه تنها به عنوان يك واقعهنگار بلكه نظر به اعتقادات مذهبى و اطلاعش در زمينهء ادبى و هنرى مباحث گوناگونى را در كتاب تاريخ خود آورده است . البته تنظيم اين مطالب با روش معينى دنبال نشده بلكه نويسنده هر چه به خاطرش آمده و آنچه را كه ديده يادداشت كرده است در چنين شيوهء تاريخنويسى آن قسمت از وقايع كه در زمان خود