قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى

پيشگفتار 19

خلاصة التواريخ ( فارسى )

مؤلف اتفاق افتاده از اهميت بيشترى برخوردار است « 1 » . زندگى قاضى احمد به عنوان يك كارمند عاليرتبه و با مشاغل مكرر دولتى و حشر و نشر او با علما و فضلا و هنرمندان سبب شده است تا اطلاعاتى وسيع در زمينه‌هاى گوناگون بدست آورد و با ديد علمى و هنرى و انتقادى به قضايا بنگرد . در اين كتاب نام و شرح حال مختصر علماى شيعه كه در تحكيم مبانى مذهب و استقرار آن در ايران نقش بسيار مؤثرى داشتند ، همراه با آثار و تأليفات آنان ديده مىشود و كمتر اثر تاريخى از دوران صفويه داراى چنين خصوصيتى است . دلبستگى قاضى احمد به علم و هنر در وقايع‌نگارى او كاملا روشن است و در بسيارى از بخشهاى كتاب درباره علما و هنرمندان گزارش مفصلى دارد . اين گزارشها معمولا به مناسبت مرگ يك شخصيت مىآيد . متن كتاب داراى اشعار فراوانى است كه بعضى داراى ارزش ادبى هستند مانند اشعار هلالى جغتايى و محتشم كاشانى و ميرزا شرف جهان و خان احمد گيلانى و سام ميرزا و ابراهيم ميرزا و مانند آن و بسيارى نيز فاقد ارزشند و به احتمال قوى اشعار بسيارى از اين دست كه نام گويندهء آنها معلوم نيست بايد از خود مؤلف باشد . نويسنده تعداد زيادى نامه و منشور به فارسى و تركى و عربى از پادشاهان و شخصيتهاى علمى و ادبى آورده كه اغلب آنها داراى اعتبار و سنديت تاريخى هستند و برخى ديگر نيز جز لفاظى و عبارت پردازيهاى منشيانه ارزش ديگرى ندارند . از نامه‌هاى مفصل يكى نامهء پندآميزى است به عربى كه امير عبد الوهاب نقيب سفير شاه اسمعيل كه براى تهنيت و تعزيت سلطان سليمان پادشاه عثمانى و جانشينى پسرش سليم دوم به استانبول رفته بود براى اولاد خود نوشته و جوابى است كه فرزندان براى وى فرستاده‌اند « 2 » و ديگرى نامهء تملق‌آميز و مفصلى است از سوى شاه تهماسب به سلطان سليم مذكور پادشاه عثمانى « 3 » و اين همان نامه‌ايست كه قاضى احمد و پدرش به اتفاق گروهى از ادبا و منشيان بر طبق سليقهء شاه تهماسب تنظيم كردند و براى نشان دادن ميزان تملق‌گويى و ترس شاه تهماسب در برابر سلطان عثمانى قاضى احمد كارى بهتر از اين نمىتوانست انجام دهد . با اينهمه اين نامهء مفصل جنبه‌هاى مثبتى نيز در معرفى اوضاع و احوال اجتماعى و فرهنگى زمان دارد كه نمونه‌اى از آن وصف پديده‌هاى هنرى ايوان چهل ستون قزوين و ذكر بازار و اصناف اين شهر و كالاهاى اين بازار است « 4 » .

--> ( 1 ) - هانس مولر : مقدمه خلاصة التواريخ ص 12 ( 2 ) - خلاصة التواريخ : 91 - 104 ( 3 ) - همان اثر : 354 - 400 ( 4 ) - استاد محترم آقاى پروفسور عدنان ارزى رونوشت اين نامه را كه در كتابخانهء دانشگاه استانبول موجود است به اينجانب مرحمت كردند كه در تصحيح نامهء متن از آن استفاده كردم