چارلز ادوارد ييت ( مترجم : قدرت الله روشنى و مهرداد رهبرى )
52
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى )
چهار سپاهى در هندوستان است وظيفهء حفاظت و همراهى ما را عهدهدار شدند . اين افراد جز كلاهخودهاى رنگرورفته و كهنه نه اسلحهاى بدست و نه لباس درست و حسابى بر تن داشتند . ازاينرو ، بودن يا نبودن آنها چه از نظر صورت ظاهر و چه از نظر حفاظتى كوچكترين فايدهاى براى گروه نداشت . فقط سه سوارنظام هندى كه با ما بودند از امكانات كافى از قبيل لباس و اسلحه برخوردار بودند . افراد گروه عبارت بودند از سرگرد ميسى ، دكتر دوك ، مشاور هندى من خان بهادر ملابخش و چند دفتردار هندى ، تعدادى خدمتكار ، پيك ، سرباز ، نگهبان ، فراش ، مهتر كه كلا به پنجاه نفر مىرسيد . براى انجام سفر و همچنين حمل لوازم مورد نياز گروه 24 اسب ، 30 قاطر و 38 شتر با خود برداشته و تعداد هيجده يا بيست نفر را هم براى رسيدگى و مراقبت از آنها به كار گماشتيم . در يازدهم دسامبر 1893 م . همگى به طرق رفته و در آنجا اردو زديم . در حال حركت كردن بوديم كه گارد ايرانى نيز بما ملحق شدند كه لباسهاى نازك پنبهاى و پارهپاره به تن داشتند چون دستگاه حكومتى نتوانسته بود چند دست لباس براى آنان تهيه كند . تنها چيزى كه وزير در اين خصوص بيان داشت اين بود كه لباسهاى مورد نياز اين افراد را به زودى تهيه كرده و توسط پيكى به ما خواهد رساند . بردن اين افراد در سفرى طولانى آن هم در وسط زمستان بدون داشتن لباس گرم غيرممكن به نظر مىرسيد . مدتى گذشت و از آنچه كه وزير وعده داده بود خبرى نشد . لذا به هر ترتيب كه بود خودمان براى پوشاندن اين افراد به نحوى گرم و مناسب اقدام كرديم . دو ماه بعد ، در اواخر ماه فوريه [ اسفند ] در سيستان زمانيكه هواى منطقه رو به گرمى گذاشته بود ، فرستادهء وزير در حالى كه چند دست لباس در پشت زين خود داشت و مسافتى برابر با پانصد ميل را طى كرده بود به ما رسيد . اين نمونهء خوبى از كارآيى نيروى نظامى ايران بخصوص در زمينهء تدارك و تجهيز افراد مىتواند باشد . بعد از طرق به طرف شريفآباد روانه شديم و در جادهاى كه به سوى تهران مىرفت مسافت 15 ميل را طى كرديم . سپس به سمت جنوب حركت كرده و به محل اقامت قرائىها رسيديم كه روزگارى از موقعيت و اهيمت بسزايى برخوردار بودند . طبق نوشتههاى صنيع الدوله ، در سال 1749 م . احمد خان درانى ، امير خان رئيس طايفه قرائى را براى حفظ منافع شاهرخ و تحت فرمان وى به حكومت مشهد گماشت . در اوائل قرن حاضر اين طايفه تحت رياست اسحق خان موقعيت ممتازى داشت . اسحق خان در سال 1813 م . با تحريك چند قبيله سر به شورش برداشته و به مشهد حمله كرد . شورش اسحق خان نافرجام ماند و در سال 1816 م . وى مجبور شد تا از اعمال سوء خود نسبت به حكومت عذرخواهى كند . سرانجام اسحق خان « 1 » و پسرش حسن على خان « 2 » در مشهد به قتل -
--> ( 1 ، 2 و 3 ) -