چارلز ادوارد ييت ( مترجم : قدرت الله روشنى و مهرداد رهبرى )
51
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى )
بخش پنجم تربت حيدريه و طبس مدت اقامت ميسى در ايران محدود بود . لذا تصميم گرفتيم تا بدون هيچ تأخيرى به سوى سيستان روانه شويم . وسائل و مقدمات سفر خيلى زود فراهم گرديد . در ايران هر مسافرى زود مىفهمد كه سفر با چادرهاى مجلل هندى مشكل است . هرچند اين چادرها خيلى عالى و راحت است امّا براى برپا داشتن آنها نيازمند افراد و وقت زياد است . تجربهء چند سالهء سفر نيز به من آموخته است كه اين چادرها بزرگ و جاگير بوده و براى سفرهاى روزانه اصلا مناسبت نيستند . نميدانم چرا حكومت هندوستان براى صرفهجويى بيشتر از مدتها پيش چادرهاى سوئيسى و كشميرى را كه راحتتر و سريعتر قابل دسترسىاند جايگزين چادرهاى بزرگ يك يا دو ستونه كه در حال حاضر افسران هندى از آنها استفاده مىكنند نكرده است . آنچه را ما با خود برداشتيم عبارت بود از يك چادر سوئيسى براى غذا و چند چادر كوچك كشميرى و كابلى براى استراحت و خواب كه نياز ما را كاملا برآورده مىكرد . سعى ما بر اين بود تا با حد اقل وسائل و افراد مورد نياز اين سفر را آغاز كنيم . با اين حال آنچه فراهم گرديد اردوى كوچك و جمع و جورى را تشكيل مىداد . اولا مجبور بوديم تعدادى فراش براى برافراشتن چادر همراه داشته باشيم ، كه در ميان آنان يك نعلبند هراتى ، يك آرايشگر قندهارى ، يك نجار ترك يك تعميركار چادر ايرانى ، دو نفر از طايفهء هزاره كه زمانى در ساخت خط آهن بولان در هندوستان خدمت كرده بودند و يك نفر كابلى ديده مىشد . همچنين ده ، دوازده تركمن را نيز براى پيك و پاسدارى از اردوگاه در طول شب با خود برداشتيم . يك گارد ايرانى متشكل از يك وكيل و چهار سرباز كه معادل يك نائيك « 1 » و
--> ( 1 ) - Naik