چارلز ادوارد ييت ( مترجم : قدرت الله روشنى و مهرداد رهبرى )
مقدمه 3
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى )
مقدمه در سرآغاز مقدمهء سفرنامه خراسان و سيستان اثر كلنل ييت مناسب است دو نوشته يكى از هزار سال پيش و يكى از روزگار خودمان آورده شود ، آنكه از هزار سال پيش است جملهاى است از تاريخ بيهقى نوشتهء ابو الفضل بيهقى آنجا كه نوشته است « تواريخ خزاين اسرار امور است » و آنكه از روزگار خودمان است نوشتهاى است از مرحوم سعيد نفيسى به اين عبارت كه زبان زنده است و ما امروز شاهد وصف و حال آن هستيم . « اگر در تاريخ روزگار خود بخواهيم فرو رويم و ژرف بنگريم ، بسيارى از وقايعى كه ما به چشم خود ديدهايم دنباله و نتيجه واقعهء ديگرى است كه چند يا چندين سال پيش روى داده است و بدين جهت تاريخ دوران ما لا اقل با تاريخ نزديكترين دوره به ما پيوستگى كامل دارد . امروز ديگر جاى هيچگونه سخن نيست كه تاريخ در پرورش روح ملى و خصال مردانه و دوستدارى ميهن و سرزمين نياكان و بالاتر از همه دوستدارى فرهنگ و سنن و شئون ملى و نژادى بهترين و برترين وسيله است . بهر اندازه كه تاريخ زمانهاى دور از ما اين سودهاى فراوان را دربرداشته باشد قطعا و يقينا تاريخ زمانهاى نزديك بما چند برابر سود خواهد داشت . زيرا كه زندگى امروز ما بزندگى اين روزها نزديكتر و پيوستهتر است و ما از تاريخ زمان نزديك به خود براى زنگى امروز بهرهمندتر مىشويم و بيشتر عبرت مىگيريم . 1 » * * * سفرنامهء خراسان و سيستان هم نزديك به ايام زندگى ما نوشته شده است . چيزى در حدود يكصد سال قبل ، نزديك به اواخر حكومت ناصر الدين شاه در ايران و اواسط حكومت امير عبد الرحمن خان در افغانستان ، اين كتاب وقتى نگارش يافته است كه ديگر هرات به موجب قرارداد پاريس از ايران جدا شده است . مرو ، بخارا ، تاشكند و خوارزم يعنى از سرچشمهء سيحون و جيحون تا كنارههاى خزر از دست رفته است . يعنى در ظرف سيزده سال از سلطنت ناصر الدين شاه قسمتهاى بزرگى از مملكت كهنسال ما از سرزمين تاريخى خود