چارلز ادوارد ييت ( مترجم : قدرت الله روشنى و مهرداد رهبرى )
7
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى )
داشتند تشكيل مىشد و آنطور كه بخاطر دارم در تمام طول رژه بدون وقفه مىنواخت . مدت دو ساعت ايستاده و شاهد كار آنها بودم ، اينكه چند ساعت قبل از رسيدن من به محل و شروع مراسم آنها نواختن را آغاز كرده بودند ، خدا مىداند . روز بعد به محلات اطراف شهر رفتم . مىخواستم مناظر آشنايى را كه از دوران محاصرهء اين منطقه بخاطر داشتم نظاره كنم . ابتدا به سراغ گورستان رفتم . قبرها با نظم كامل در كنار يكديگر قرار داشتند . ليكن تمام سنگنوشتههاى روى آنها را برداشته بودند ، و غير ممكن بود كه بتوان گفت كدام قبر متعلق به چه كسى است . گورستان توسط ديوارى گلى و بلند محصور و در بزرگ آن نيز با گل مسدود شده بود . مدتى پيش قسمتى از ديوار فرومىريزد و قبل از آنكه مأمور انگليسى مقيم در شهر موفق شود تا مراتب را گزارش كرده و بودجهء كافى براى مرمت آن دريافت دارد ، ساكنين دهات اطراف سنگها ، آجرها و هر آنچه را كه قادر به حمل و جابهجا كردن بودند با خود مىبرند . حاكم بعد از مطلع شدن از اوضاع دستور مىدهد تا نگهبانى را براى مراقبت از گورستان مأمور كنند . فكر مىكنم اين اقدام زمانى صورت گرفت كه كليه سنگها را ساكنين دهات از آنجا خارج كرده بودند و ديگر بسيار دير شده بود . پادگان و ساختمانهايى كه ما در طول محاصره سال 1881 م . از آنها استفاده مىكرديم اكنون در دست نيروهاى افغانى بود . گنبدهاى سقف بيمارستان و چند ناحيهء ديگر فرو ريخته بود و كلا تمام اين تأسيسات ويران به نظر مىرسيد . با اين حال با كمى تلاش و تميز و مرتب كردن مىتوان از چند سربازخانهء آن در صورت لزوم به خوبى استفاده نمود . منازلى كه در طول جنگ فرماندهان ، كادر غير نظامى ، مهندسين و غيره در آنها سكونت داشتند ، درست مثل سابق بجاى مانده بودند . اوضاع تا حد كمى بهبود يافته بود ، از آن جمله جادهاى را كه كشيده بوديم و توسط آن بطور كمربندى قسمت غربى و جنوبى شهر بهم متصل مىشد اكنون تعويض شده و دو طرف آن درختكارى شده بود . همچنين جادهء اصلى كوكران « 1 » از دروازهء هرات به بعد ، با رديف درختانى كه از دو طرف آن را دربرداشتند جلوهء خاصى پيدا كرده بود . انجام اين اصلاحات امتياز مثبتى براى حكومت امير بهشمار مىرفت و شايد هم وجه تمايز اصلى بين حكومت ايران و افغان نيز در همين است . در مشهد و ساير شهرهاى ايران هيچ حاكمى به فكر ساختن جاده و راه نيست ، چه رسد به كاشتن درخت در دو سوى آن . تمام فكر آنها انباشتن ثروت و خوشگذارانى است و اصلا به فكر انجام كارى جهت
--> ( 1 ) - Kokeran