مهديقلى هدايت ( مخبر السلطنه )

38

خاطرات و خطرات ( فارسى )

حال آرامش اعصاب ، آن تحريك شهوات حريف ، اين تنظيم نغمات ظريف ، ملا گويد : برجستن و پاكوفتن و چرخ زدن * بازى باشد ، سماع چيز دگر است بواسطهء رغبت عامه بقسمت ضربى كه با طاس و طشت هم ممكن است ، موسيقى جنبهء ملعبه به خود گرفته است . دربارهء ابراهيم پسر مهدى عباسى گفتند نحن به امام فعال احوج منابه . امام قوال و ابو طالب لغوى رسالهء خود را كتاب العود و الملاهى نام نهاد ( دورهء صفويه ) . بو على كه در هر مورد هذالمرء ابن العلم ميگفت ، در موسيقى گفت هذالعلم ابن المرء . گويند فارابى كه از متقدمين اساتيد است در مجلس سيف الدوله حمدان حضار را خواب كرد بحث ما از آن ساز و نواست كه خفته را بيدار كند و ازاين رو است كه فرمودند ؛ زينت بدهيد قرآن را بآوازهاى خوب خودتان . اگر در شرع قولى به حرمت موسيقى است نظر بقسمت ضربى است . آن هم درموقع خودرو است ، چنان كه در عروسى زهرا ( ع ) پيغمبر زنان را فرمود كه دف بزنند . هركار بيموقع و بيرون از اندازه ممنوعست حتى عبادت . طه ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى . وقتى گفته‌ام : چون بيازرد خاطر از بحث * گردش باغ راحت جان است گاهگاهى براى رفع كسل * يكدو نغمه هميت درمان است قدر شربت نگاه بايد داشت * كانهم از پندهاى لقمان است از ملاهى هلا كناره بجوى * كه بلا شبهه بيم خسران است طبع شيطانيت كند عادت * ترك عادت نه كار آسان است آنچه شخص را از وظايف زندگى بازدارد البته لغو است و لو به آواز خوب مستمر قرآن بخواند و از وظايف باز بماند . در قرآن إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ آمده است و در روايت ترغيب بصوت حسن شده است روى خلقت در زيبائى است و زيبائى تناسب جلوهء زيبائى استى اين اساس * وندر اين جلوه توئى زيباشناس زيبائى در نغمات موسيقى است ، در الوان نقاشى ، در هياكل حجارى ، در كلام شاعرى ، الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ ، آيهء قران است و اصدق كلمة قالها الشاعر كلمة لبيد قول پيغمبر صلى إله عليه و آله ، پس فرق است بين شعراء و اشعار ايشان . آنكه به كلمات رنگين و عبارت نمكين و مناهى و ملاهى اغواى خلق كند گمراه است و آنكه به مواعظ تهذيب خلق سزاوار صلهء رسول است كه رداى خود را به لبيد دادند ؛ چون برخواند : الا كل شيئى ما خلا اللّه باطل * و كل نعيم لا محالة زائل همچنين فرق است بين رنگ شيطان « 1 » و آواز مسيح كه آن تهييج شهوت است و اين مقوى روح . در شرع مطلقا لهو و لعب مذموم است و لغو ممنوع و عن اللغو معرضون و باز باشد كه لغو هم در موقع مستحسن افتد . شنيدم ناصر الدين شاه وقتى در غضب رفته بود ، در اين اثنا كريم شيره‌اى مقلد معروف ميرسد سمت ترخانى داشته و از رعايت ادب معاف بود بر شاه وارد مىشود ترمومترى به ديوار ميبيند ، ميپرسد اين چيست ، ميفرمايند درجه است براى معلوم كردن گرما و سرما . ميگويد براى اين كار آلت مخصوص لازم نيست خايه در گرما آويزان مىشود و در سرما جمع ، شاه را خنده ميگيرد و از غيظ فرود ميآيد ، بقول شبسترى : جهان چون چشم و خد خال و ابرو است * كه هر چيزى بجاى خوش نيكو است تأثير موسيقى در امراض دماغى ثابت است و باز استمرار نغمات كسالت و درد سر ميآورد

--> ( 1 ) - معروف است شيطان در خواب رنگى به آ على اكبر آموخت كه رنگ من است ، جا داشت بگويد كدام رنگ است كه به آن جناب منسوب نيست . اسحق موصلى را هم نوشته‌اند ، تارتينى هم قطعه‌اى بنام شيطان دارد .