حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
622
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
عين الدوله در صدد صدارت است و اين مطلب نتايج خوب دربارهء هردو برادر دارد . زنجموره مىگفت ، گلفتاح به من و رفيقم اطمينان داده است كه وضعها تغيير مىكند . ولى خودش از وزير افخم رنجيده است . فتنهء بابىكشى ملاها كار را بر دولت صعب كرده ، يحتمل به جاى باريك بكشد ، در كل ممالك . دوشنبه 10 ربيع الاخر 1321 قمرى هو فرزند مكرم روز يكشنبه نهم ، ابو القاسم چهار به غروب مانده وارد شهر شده بود . امروز صبح يك ساعت از طلوع آفتاب گذشته بود ، آمد تجريش مرا ملاقات كرد ؛ تا دو ساعت و نيم به غروب مانده از حال و كار شما مفصلا پرسيدم . مطلع و از جهتى ملول شدم ؛ باز خاطر خود را به اين تسلى دادم كه ، داخل كاريد و عاطل نماندهايد . من خودم كه در اين آخر عمر ، سرمايه را باختم و آنهم چون به حكم تقدير بوده است ، جز رضا و تسليم علاجى ندارم . شما الحمد الله جوانيد و درهاى اميدتان بسته نيست ؛ هرچه خدا براى شما مقدر كرده است ، مىشود . من هم كه پيشآمد كار را با قلب قوى بر خود گوارا كردهام ، هرچه از يار آمد ، از جانش خريداريم . انشاء الله به حول قوهء الهى ، اوايل سنبله به مقصود خود نائل مىشوم . كار دولت ايران از آن گذشته است كه ما براى استخدام در اين دولت و رعيتى اين دولت ، تهيهء خود و اولاد خود را داشته باشيم . چه مىدانم در آتيه چه مرغوب است . خدا براى آنوقت ، در هركسى يك چيزى را وسيله قرار داده است و آن وقت هم زياد از دو سال طول ندارد و به نقد بايد نقد را غنيمت شمرد . معهذا ، انجام خواهش وليعهد را سهل نشماريد . حاجى ميرزا حسن آقا را در اين شورش تبريز و خلع فرنگىها ، متهم كردند . حاجى ميرزا كريم بنا به دولتخواهى وليعهد ، در تسكين مردم اهتمام مىكرد ؛ او امام جمعه شد و حاجى ميرزا حسن احضار به دار الخلافه گرديد ، تا كار آقاى نجفى و امام جمعهء اصفهان و علماى يزد به كجا منتهى شود . مىگويند ، چهار نفرى كه در عراق عرب رياست كل دارند ، متصل به علماى ايران عموما مىنويسند بر مخالفت دولت و اتفاق در بلوا و تغيير وضع . تا حال فقط ضمير راجع به اتابك بوده ، حالا بندگان اعليحضرت و مشير الدوله را هم داخل كردهاند . اگرچه نفاق اهل ايران ، خصوصا نفاق علما نخواهد گذاشت ثمرى ببخشد ، ولى تا يك درجه اسباب پريشان حواسى است و از آن طرف ، اسباب سرعت انجام مقصد روسها است . امين الدوله هم رفت و پسرش را گذاشت كه كارهاى شخصى خود را مرتب كرده ، برود در فرنگستان به او ملحق شود . مراجعت او معلوم است بعد از ورود استعداد روسها در شمال و انگليسها در جنوب است ؛ اين هم دو سال طول دارد . بحرينى گفت ، هرج و مرج غريبى است .