حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
623
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
چهارشنبه 12 ربيع الاخر 1321 قمرى هو فرزند مكرم روز جمعه 12 است . به شهر آمدم كه به زيارت بروم . فردا روز پست است . براى اطمينان شما مىنويسم كه تلگرافات انگليسى ، جمعا رسيده است . اجمالا چه خودم و چه حاجى معين ، هرچه توانستهايم با حضرت اشرف حرف زدهايم تا تلگراف زائر خضر را به كارگزار تعليم بكند ؛ صادر كردند . باز هم امروز دو تلگراف رسيده است ؛ مىبرم بالا با مشير الدوله و حضرت اشرف حرف مىزنم ، هرچه شد ، تلگراف مىزنم . عيب كار اينجا اين است كه ابتلاء حضرت اقدس به اغتشاش ولايات و بىپولى و راه انداختن قشون و وضع دولت و هرچند روزى يك دفعه تمارض كردن ، حالت فرصتى براى كسى نمىگذارد كه بتواند چهار روز يك مطلبى را دنبال كند و به جائى برساند . يك تلگرافى كه از جائى بر ضد حكومت مىرسد ، از ترس آنكه مبادا آنجا هم توليد يك اغتشاش و زحمتى بشود ، فورا جوابهاى مساعد به عارض بر ضد حكومت مىدهند . به واسطهء اضطرابى كه دارند ، هرقدر بخواهى حالى كنى كه صلاح نيست ، به خرج نمىرود . علاء الدوله تلگرافى به وزير گفته است كه ، سالار براى مسأله زائر خضر استعفا داده است و صلاح در اين نيست كه معز السلطنه ، زائر خضر را به تهران بفرستد ؛ ديگر مراجعت به بوشهر نكند . هنوز آن تلگراف را به حضرت اشرف نشان ندادهاند . حالت بندگان اعليحضرت و بىاطلاعى وكيل الدوله هم كه معلوم است ؛ در اين صورت ، چه مىتوان كرد . سابق كه پريشان حواس از اخبار آشوب ولايات و سرحدات نبود ، قدرى بيشتر براى من ملاقات مشير الدوله ميسر بود . سپهسالار را گفتم پانصد تومان اجلال نظام بدهد تا ببينم با اين مشير الدولهء منافق چه مىكنم . عيب كار اين فرد ، تقويت لغو از مأمورين ادارهء خودش است . حاجى ميرزا حسن آقا از تبريز تبعيد شد . از اتباع او و كسانى كه فتنه كرده بودند ، 12 نفر را به اردبيل فرستادند . مسيو پريم هم روز دهم وارد تبريز شد ، مجددا سر گمرك رفت « 86 » . وضع اهل ايران اين است . ساير ولايات هم همين حالت را دارد . ابدا اعتنائى به آشوب رجاله نكنيد . اگر در وهلهء اول كارى كردند ،
--> ( 86 ) - گمرك ايران به عهدهء عدهاى مأمور بلژيكى تحت رياست « نوز » قرار گرفت . اين عده پس از بررسى مقدماتى ، شروع به اصلاحاتى در امور گمرك و تغيير عوارض گمركى كردند كه باعث نارضائى شديد مردم شد . علماء اكثرا با هرگونه بدعت و بخصوص با بسط نفوذ اروپائيان مخالف بودند . تجار از پرداختن نرخ 5 درصد بر همهء واردات و از مقررات گمركى ناراضى بودند . عدهاى هم كه مشاغل خود را از دست داده بودند و بلژيكىها جاى آنان را گرفته بودند ، به دستهء مخالفين پيوستند . اولين شهرى كه مخالفت خود را ظاهر ساخت تبريز بود . تبريز يكى از مراكز مهم تجارت ايران بود و تجار در اين شهر نفوذ بسيار داشتند ، به همين سبب اولين تظاهرات از اين شهر شروع شد . در تابستان 1903 اغتشاشاتى رخ داد كه به زودى جنبهء مخالفت كلى با همهء خارجيان پيدا كرد . « پريم » ناچار به مرند فرار كرد و « نوز » كه از جريان آگاه بود ، فكر مىكرد كه وليعهد در اين اغتشاشات دست دارد . پريم يك ماه در مرند بود تا اينكه پس از دستور اكيد شاه ، وليعهد او را به شهر برگرداند و عدهاى ، از جمله دو نفر تاجر و بعضى از علماء را تبعيد كرد .