حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

613

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

هزار نفر مخالف داشته باشد ، مادامى كه اين اقتدار را مشير الدوله و سپهسالار داشته باشند ، عيب نمىكند و به زور نگه مىدارند . قوام هم لذت بىپناهى و بىاعتبارى ارباب را چشيده است ، ديگر قدرت مخالفت با حاكم را ندارد ؛ اضطرارا راه مىرود . شما رشتهء خصوصيت را با معين الشريعه و ديگران را به قسمى كه سندى بدست نيفتد ، قطع نكنيد ؛ اگر هيچ حاصلى نداشته باشد ، آن‌قدر هست كه چندان جرأت و قدرت برهم زدن شما را نخواهد داشت . آدم مفسدى است ، در اين كار يد طولائى دارد . در باب على خان رئيس هم ، اجلال در تك‌وتو هست . حسن سپهسالار اين است كه پولى است و مثل مشير الدوله يك پهلو و مستبد نيست . وانگهى ، با اين تجربيات كه ديده‌ايد ، دست خدا بالاى دست‌هاست ؛ ديگر به فكر دورودراز نمىتوان از كار سست شد . از ارباب هيچ كارى پيشرفت ندارد ؛ او را سپهسالار و مشير الدوله براى صرفهء خود نگه داشته‌اند كه مبادا امين الدوله بيايد . و عين الدوله را هم با خود همرأى كرده‌اند ؛ ولى مسلما كارش خراب است . مشير السلطنه هم معتقد به بقاى اين شكل او هست و سعى دارد اين‌طور اسم بلارسم بماند . آصف الدوله وارد شد ؛ تا كهريزك استقبال كردم . مستقبل ، منحصر به من بود . روز شنبه يازدهم ، يك طاقه شال اعلاء فرستادم . جواب كاغذ او اين است كه ، ببينيد من هم هنوز جايى در شميران پيدا نكرده‌ام كه بروم . شاه رفته است كن ؛ اتابك ، عين الدوله ، وزير افخم ، همه همراهند ، جز سپهسالار و مشير الدوله و مشير السلطنه . اقبال الدوله را هم احضار فرمودند ، رفت . وزير عدليه هم منشاء اثرى نيست . سياست اعمال و عقايد سردار اكرم ، اين ضررها را به سعد الملك وارد آورد . عقب افتادن پلتيك انگليس‌ها و پيش افتادن روس‌ها ، من جانب الله است . ملاحظه كرديد كه به روزگار خانوادهء ما چه كردند . غرور ، آن‌ها را عقب انداخت . با اين‌حال ، وقتى كه پاى تقسيم بميان آيد ، از حقوق جنوب خودشان يك وجب نمىگذرند و از رقيب عقب نمىمانند . اوايل مىخواستند راه به ديگرى بدهند ؛ پسر زال براى آن‌ها عقب ايجاد كرد . علت هم ، اصراف و اتلاف و بىشعورى « گلفتاح » « 80 » شد و طمع اتراك پادشاه‌پرست . سه‌شنبه 14 صفر 1321 قمرى فرزند مكرم پاكت مورخهء 4 ، روز سيم رسيد ، اصلا و موادا همه را ملاحظه كردم . سوادها را دادم براى جناب وزير بردند . اين مرد عزيز باز خانه‌اش آباد ، بر خلاف سايرين ، باز گوش به حرف ما مىكند و به قدر امكان همراهى دارد . مشغول تلاش هستم . از بابت تفاوت العمل دشتى و دشتستان خيالم آسوده شد و به همان ميزان پارسال قلمداد كرده‌اند ؛ قبول كنيد ، و الا اين آدم مغرور كه تكيه‌اش به كوه احد است و

--> ( 80 ) - مقصود مظفر الدين شاه است .