حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
607
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
زيادى با مسيو پريم رئيس گمرك كردهام و آخر الامر منوط به اين تصديق كردند كه بعد از ارائه و دادن تصديق از تجار عباسى ، او هم امضاء و تصديق بدهد . اين فقره خيلى لازم است ؛ زيرا كه كارهاى دنيا ، اعتبارى ندارد و باب حوادث روزگار هميشه مفتوح است . به خود وحيد الملك هم مفصلا نوشتهام ، شما هم تأكيد كنيد كه لازم است . شنبه 7 ذيحجهء 1320 قمرى هو فرزند جان صبح شنبه هفتم است . اول رفتم جناب قوام الملك را ديدن كردم ، به ملاحظهء آنكه هم كوكب الدوله مرده بود و هم از كربلا آمده بود . معهذا سبقت در آمدن كرد . از آنجا رفتم به عيادت حضرت اشرف اتابك ، زيرا كه از روز پنجشنبه پنجم از اندرون بيرون نيامده . مىگويند كسالت دارد و كسى را هم به اندرون نخواسته ، حتى معير را . در اين باره حدسيات مردم زياد است و اگر امروز هم دربخانه نرفت ، رازهاى نهانى از پرده بيرون مىافتد ؛ اگرچه حالا هم مخالفت عين الدوله بىپرده است . بارى خداوند خير و صلاح در ضمن اين اختلافات و انقلابات مقدر فرموده باشد . در ملاقات قوام الملك ، توصيهء بليغى در باب مواحدت با شما كردهام و مسلم مىدانم با شما راه خواهد رفت . در مسئلهء شيب كوه كه اگر صورت بگيرد ، چون از جزء لارستان بايد موضوع شود ، اسباب نقار خواهد شد ، كاغذى هم خودم به علاء الدوله نوشتهام ؛ هرچند از او مأيوس هستم و يقين دارم مثل آصف الدوله با ما سلوك نخواهد كرد ، چارهاى نيست ، بايد به قدر امكان سعى كرد و با مردم راه رفت . كار ما حالا ، دو دستى كلاه نگه داشتن است ، اگر بگذارند . سواد حكم واگذارى قراء اربعه را مىدهند نير الدوله مهر كند ، براى او بفرستند . در باب دشتى و دشتستان هم مىنويسم اگر مايليد ، از اصفهان تلگراف كنيد ؛ هرگاه ميل نداريد ، جز خرج و زحمت براى سالار حاصلى ندارد . اينها ترتيب عقلى و تكليفى است ، تا ترتيب قضا و قدر چه باشد . سيصد تومان كارگزار را هم مشير الدوله گرفت ، به اصرار هم گرفت . البته اجلال نظام تفصيل را نوشته است ؛ مطلع مىشويد . در باب تلگرافى كه از اداره گمرك صادر شده است بنا به تشكى « دامبرل » ؛ چه مىتوان كرد ، بايد سوخت و ساخت . اگرچه امروز اجلال را فرستادم و پارهاى پيغامات به آقا سيد عبد الله دادم كه اين وهنها به واسطهء تو و حمايت پسرت وارد آمده است ؛ ولى شما هم بايد دست و پاى خود را گم نكنيد و به روى خودتان نياوريد . سلوك وليعهد را نسبت به « مسيو پريم » ديديد ؛ ديگرچه جاى دلتنگى است . امروز بلژيكىها مالك الرقاب اين ملت بدبختاند و روزبروز هم بر قدرت و استيلاى اينها مىافزايد « 62 » . خدا اينطور
--> ( 62 ) - حسين قلى خان در اينجا ، به احساس شك و ترديد نسبت به بلژيكىها اشاره كرده است . علل تنفر مردم از بلژيكىها كه به عزل « نوز » در 1324 منجر شد ، متعدد بود : اولا ، همكارى نزديك آنها با روسها بود كه باعث ترس از بسط نفوذ آنان در ايران شده بود . ثانيا ، ادارات متعددى -