حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
602
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
سهشنبه 29 رمضان 1320 قمرى هو فرزند مكرم چاپار خط پارس و بنادر ، ديروز عصر وارد شد . پاكت شما را كه اشتباها روى پاكت « چهار شوال » نوشته بوديد ، اجلال نظام رسانيد . بدوا اسباب تعجب همگى شد . ولى ، بعد از اينكه پاكت مكشوف گرديد ، در ضمن كاغذ تصريح شده بود كه چهارم همين ماه نوشته و ارسال داشتهايد . معهذا عيب بزرگ اين كار اين است كه ارسال مرسول از تهران به بنادر ، به قدرى طول مىكشد كه مقصود از ميان رفته ، كار و موقع فوت مىشود و مذاكرهء هرامر و مطلبى ، لا اقل به دو ماه و پنجاه روز مىرسد . منجمله همين كاغذ شما ، در جواب مطلبى بود كه از قزوين نوشته بودم و راجع به آن وقت بود . گرچه وضع پستخانه و طول راه را مىدانم ، ليكن آنقدر معطلى را نمىدانم در كجا و به چه علت حاصل مىشود . زيرا كه تا به حال هميشه مراسلات خودم را نزد جناب معز الممالك فرستادهام و اين وسيله را بهتر از راه ديگر دانستهام ، كه اقلا اگر دير و زود شود ، لا وصول و مفقود نخواهد شد . و از بوشهر هم كشتىهاى خودى ، همه وقت به بنادر عباسى و لنگه مىآيد ؛ در اين صورت ، علت تعويق مراسلات شما و خودم را نمىدانم . خاصه وقتى كه به بندرهاى كوچك مىرويد كه كشتى دودى آنجا نمىآيد و بايد با كشتىهاى بادى فرستاده شود كه كار رسيدن مراسلات سختتر مىشود . بارى ، از وصول اين مراسلهء شما كه حاكى از سلامت و عافيت مزاج خودتان بود ، مسرور و مشعوف شدم . خاصه از اينكه مژدهء فراغت از كارهاى آن حدود و وصول ماليات و غيره را نوشته بوديد ، كه اسباب آسودگى خيال من شد . زيرا حوادث روزگار ، خارج از اين جزئى اقتدار مخلوق است و شخص بايد همه وقت ، حزم و احتياط را از دست ندهد و ملاحظه در كار و امورات داشته باشد . با اينكه در تهران ابدا سر و صدائى از حكومت و كارهاى شما نيست و به حمد الله تعالى اسباب اطمينان فعلا فراهم است ، ولى نماندن ماليات و آسودگى خيال ، نعمت بزرگى است كه شخص در كارها بايد ملاحظهء روز اضطرار و ضيق وقت را منظور نظر خود داشته باشد . خاصه كسى كه به حكومت اين مملكت مأمور مىشود كه ، حتى الامكان همه وقت اسباب سبكبارى و استخلاص از جمع و خرج ، لازمهء كار و جزء و اعظم از حزم و احتياط است . ولى ، مىدانم به حمد الله كه خود شما از همه كس آگاهتر به تكليفدانى هستيد . بارى ، از حالت من استعلام كرده بوديد . به حمد الله كسالتى ندارم و جاى شريف خالى است كه روزهها را افطار مىكنم و به عقيدهء شما مشغول حفظ الصحه هستم . ليكن از روز نوزدهم تا بيست و سوم ، روزه داشتم ؛ واقعا ضعف و كسالت آورد كه اگر روزهاى بعدش را افطار نمىكردم ، ناخوش و بسترى بودم . هواهاى تهران هم تا پريروز مثل بهار مىگذشت و در اين دو روز كه اندكى بارندگى كرد و كوهها برف زيادى آمده ، دو روز است باد مىوزد و هوا سردى كرده است ؛ ولى باز به اقتضاى فصل ، سرد نشده و زمستانى نيست كه مثل سنوات قبل ، در اين برج جدى كار به سختى كشيده باشد . منجمله هنوز