حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
599
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
من چگونه رامهرمز را صاحب مىشدم و چگونه بختيارى براى سه دانگ من سينه سپر مىكرد . از زمان شاه شهيد ، براى تخريب و اتهام ما ، يك نفر امين الملك كافى بود ؛ به علاوهء مخالفت جميع خانواده و اجزائى كه داشت . در اين عهد كه يك نفر دوست نداشتيم و نداريم ، آن حالت وزير دربار بود كه نسبت به من و تو بعد از ورود اين شخص بروز كرد ؛ حتى ، وزير همايون هم بالطبع . بارى ، اينها را در ده جزو نمىتوان به شرح و بسط نوشت . در حالتى كه به امير نظام و وزير عدليه ، خالصهء مفت بلاعوض در تهران دادند ، من نتوانستم كه عوض طلب خودم از خالصهء تهران ، با وجود مساعدت امين الدوله ، سه خرابه بگيرم كه اضطرارا خاويز و اهرم را قبول كردم . با اين همه محسوسات ، چگونه تشبث به ديگران براى ما ميسر بوده است كه غفلت كرده باشيم ، حتى با حاج معين هم . زيرا كه طرف كار جزيره اگر ما بوديم ، هرگز تقويت انگليس نمىگذاشت كه ملكيت ما محسوب شود . نظاير اين زياد است . اولاد حيدر خان صائين قلعه آمدند تهران دوازده هزار تومان تقديمات مظفر الملك را به قيد التزام طومار نوشتند . با وجودى كه وليعهد حامى و محرك بود ، بعد از آن ، خوانين ساوجبلاغ آمدند و چندين هزار تومان مدعى بودند . محمد آقاى مامش سه هزار تومان سند از خود مظفر الملك مدعى بود ، عاقبت نتيجهاش اين بود كه اولاد حيدر خان مأيوس مراجعت كردند و خوانين ساوجبلاغ را زنجير كرده به انبار انداختند . در اين حالت بىپولى ، برات سه هزار تومان انعام دستى براى مظفر الملك صادر شد كه عوض پول به محمد آقا بدهد . ملا عنايت رمال يزدى بدون يك سند عرفى و شرعى و حتى بدون استشهادى كه براى اهل هر ولايت ، خصوصا يزد ، كمال سهولت را دارد ، محض ادعا مىگفت كه در سنهء 1292 محمد رضا نام نطنزى براى وصول 500 تومان طلب شخص تاجرى ، آدم فرستاد و من فرار كردم و چهار هزار تومان مال مرا غارت كردند . دستخط شد كه حكما از نظام السلطنه بگيريد . عاقبت 500 تومان متضرر اين حرف لغو دو ساله شدم . هيچ وقت ، در هيچ عهد ، كار من بهتر از اين نبوده است . در عمل اصفهان كه در حقيقت شاه و حاجى ميرزا حسين خان مرا ضرب المثل هنر و كفايت كردند و شخص اول مىشمردند ، حاجى ميرزا محمد سه دهى عارض شد بدون سند و شاهد . كار ما را به جائى رساندند كه خودم و مرحوم آقا رفتيم در محضر آقا ميرزا صالح عرب و به قرآن قسم خورديم . امين لشكر غير مرحوم براى 1500 تومان حوالهء گمركى ، مرا سه ماه در خانهء مستوفى الممالك بستى كرد . پيشكارهاى هر ولايتى براى خودشان 1000 تومان و 2000 تومان مواجب برقرار كردند و برگشت نكرد . حتى ميرزا صدرى شيرازى بر ماليات مثل مهدى قلى ميرزا كسى 200 تومان افزود و محل مواجب كرد . يك سال تمام مهدى قلى ميرزا دويد و دستش جائى بند نشد . ولى بيان الممالك و مرآت 300 تومان از محل آذربايجان در ظرف 2 سال برقرار و به قدر 500 تومان هم خرج كردند و عاقبت برگشت و ديگران بردند . اين مسئله را بدان و بىجهت به عقايد جديد پاىبند مباش . تمام اين امورات نتيجهء تقدير خداوندى است و ابدا نه سعى و نه تدبير احدى در آن دخالت دارد و نه عداوت و