حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
596
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
مرخص كردم . روز پنجشنبه 21 بعد از ظهر آنها رفتند . شيخ الاسلام هم امروز كه جمعه است ، مراجعت به قزوين كرد . مجير السلطنه را روز دوشنبه فرستادم رفت يزدرود « 42 » و از آنجا به نيكويه « 43 » . حاج سيد محمد را هم همراهش روانه كردم و قراردادم زياد در حيدريه توقف نكند . وضع ايران طورى است كه ، هركس در هر جا مىتواند جهان شاه خان بشود ، جز خانوادهء ما . جناب قوام الملك هم يازدهم از شيراز حركت كرد . البته الى حال از بوشهر گذشته و تمام لازمهء انسانيت را از احترام و پذيرائى به عمل آوردهايد . زنجموره « 44 » هم بطور يقين بعد از ورود موكب مسعود ، تهرانى خواهد شد . حالا كه چيزهاى غريب از بند و ست فرنگستان مىگويند و از دادن امتيازات و واگذارى گمركات . ولى ، صحت و سقم هيچ يك معلوم نيست . در اينكه انگليسها خوشحالى دارند ، حرفى نيست . حاج رئيس ملاقاتى كرده بود و مىگفت ، خوب نمىگفتند . بديهى است كار اتحاد ، يعنى تسليم و تفويض روس كه به اين درجه كشيد ، ديگر اجتماع آب و آتش است . بر سر هر لقمه به نوشته عيان * كين شود رزق فلان بن فلان « 45 » كارى كه 120 سال انگليس به پلتيك تهيه كرد ، در لباس دوستى نصيب روس شد ؛ به حكم تقدير و خبط « دوران » « 46 » . هرگاه اين وزير مختار حاليه بود ، هرگز اينطور واقع نمىشد . پس بايد معتقد به تقدير و خواست خداوند بود . تومانيانس صورتحساب را از تبريز فرستاده بود و نوشته سپرده است و خواسته بود در ظهر نوشتهء او ، وصول و به تفريغ حساب را بنويسم . من نوشتم كه ، او را در نظر ندارم كه به من داده باشد . احتياطا ، تفريغ حساب را به ورود دار الخلافه راجع كردم ، كه آنجا نوشتجات خودم را جستجو كنم . صورتحساب را هم فرستادم كه صحت و سقم مخارجش را ملاحظه كنيد و بنويسيد . و نوشته است كه سيد حسن از بابت هفت صد تومان ، دويست تومان داده است ؛ 500 تومان ديگر را مىگويد با سالار حساب دارم . جواب نوشتم كه ، هرچه سند از سالار دارد ، فهرست بدهد و بفرستيد ؛ قبول خواهم كرد . چون بنان السلطنه در تبريز نبود كه چيزى به او بنويسم ، حالا تا ورود تهران فرصت در دست داريم . اگر حضرت اقدس از راه قزوين نيايد ، تفصيل را به او مىنويسم . ديگر نوشته است كه ، حضرت اقدس مطالبهء خروارى يك تومان را مىنمايد . اگرچه جواب ننوشتم ، ولى محقق است كه بايد با كمال تشكر و منت داد . چو دستى نشايد بريدن ، ببوس !
--> ( 42 ) - يزدرود نام دهى از دهستان قاقازان بخش ضياءآباد شهرستان قزوين . ( 43 ) - نيكويه نام دهى از دهستان قاقازان بخش ضياءآباد شهرستان قزوين . ( 44 ) - منظور مهدى خان كاشى آجودان مخصوص وزير همايون است . جهت اطلاع بيشتر به بخش سوم همين باب ، نامههاى سال 1321 قمرى رجوع كنيد . ( 45 ) - كذا . شعريست از مولوى . صورت صحيح آن عبارتست از : بر سر هر لقمه به نوشته عيان * كز فلان ابن فلان ابن فلان ( 46 ) - منظور « سر مورتيمر دوراند » وزير مختار پيشين انگليس است . در اين زمان ، « سر آرتور هاردينگ » وزير مختار انگليس و جانشين دوراند شده بود .