حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

774

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

مىدارم . زيرا كه حيف است به قيمت نازل به دست بيگانه بيفتد . مال‌ها را كه فروختند ، دستور العمل براى خروج و ترتيب اندرون به غلام حسين و بتول نوشته‌ام ، بدهند خود اعتماد بيايد در انزلى حاضر باشد . من از طريق عشق‌آباد آنجا مىرسم . تا جائى كه ديدم با دلخوشى و ميل براى خدمت و همراهى مىماند ، نگه مىدارم و الا به خدا مىسپارم . محل توقف را حالا كه در سوئيس اختيار كردم ، تا بعد چه پيش آيد . اگر خدا بخواهد خرجى يك ساله را همراه مىبرم . فقط نگرانى من براى اين‌هاست كه در اينجا هستند . اگر بتواند برهان الدوله از عربستان و خمسه مال الاجارهء مرا وصول كند كه اين عيالات مستأصل نشوند ، خيلى خوب است . تو داخل در كار عربستان و لرستان باشى ، حقوق من سهل‌تر مىرسد و عيالات استيصال حاصل نمىكنند . پسرهاى مرحوم حاجى ميرزا محمد حسين هم كه در املاك خمسه مباشر شدند ، هم از عهدهء پرستارى برمىآيند و هم وجه اجارهء آن را مىرسانند . صورت آن را هم براى اطلاع تو ، يا روز حركت از تهران و يا از سرحد برايت مىفرستم كه چقدر نقد و جنس است . اگر امير اعظم آنجا بود و فرارى نمىشد ، ايالات ثلاثهء تو را برده بود . ولى حالا ديگر مشترى ندارد . اين مردى كه من ديده‌ام ، احدى نزديك نمىآيد . تا اين ساعت كه اين شرح را مىنويسم معلوم نيست كار اين دولت و ملت به كجا منتهى خواهد شد . حشمت الدوله نسبت به تو و خانوادهء عمو خيلى برادرى و معاضدت كرد . قدرش را بدان . سيد مدبر الاسلام به هر ملاحظه ، كمال حمايت را كرده و مىكند . ولى اصل فاسد است ، نه وزارتى در ميان است ، نه سلطنتى و نه مجلس . كار به دست‌جمعى جهال و برخى مغرض و زمره‌اى مفسد و گروهى گدا و گرسنهء كلاه‌بردار و گوش‌بر رذل افتاده است ؛ پيداست كه عاقبت چه خواهد شد . عنوان رفتن من ، مردن است بدون تعارفات رسمى . ولى مدتى است كه مىبينم و مىشنوم بعد از من ، اعقاب من دربارهء عيال من چه مىكنند . حالا ديگر بسته به همت و غيرت خودتان است . فقط به شرف انسانيت و انصاف و همان عقايدى كه دارى ، براى آسودگى خيال من و نيك‌نامى خودتان ، بقول ملكم « آدميت » بكنيد . از حالا تا روزى كه از تهران خارج بشوم آنچه به نظرم آيد ، براى شما يادداشت مىنويسم و با پست سفارشى مىفرستم . هرچه بود با آن جوان ناكام براى من آمد و با او رفت . زهى سخت‌جانى كه من مانده و زنده هستم « 35 » . يكى از فوايد اين مسافرت من ، چيزى است كه به كرورات صرف پول نمىتوان تحصيل كرد . به علت آن‌كه احدى نمىتواند بداند بعد از مردنش ، سلوك خويش و بيگانه نسبت به اعقاب و اموال او چه قسم مىشود ؛ حالا كه من به قصد قطع علائق و مراجعت نكردن مىروم ، ترتيباتى در كارم داده‌ام تا در آنجاهائى كه هستم ، مطلع شوم كه بعد از من چه كرده‌اند و چه شده است . به پاره‌اى ملاحظات اعتماد را نمىبرم ، براى پرستارى منزل و قليل كسانى كه مىمانند ، آدمى لازم است .

--> ( 35 ) - اشاره‌ايست به مرگ ميرزا حسين خان پسر نظام السلطنه كه در تاريخ ماه محرم 1326 فوت شد . اين مرگ تأثير خردكننده‌اى در حسين قلى خان داشت ، چندان‌كه پس از مرگ وى ، دار فانى را وداع گفتند .