حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
773
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
سيزدهم است استعفا مىدهم . كار در ميان اين چند نفر است : نير الدوله ، محتشم السلطنه سلطان على خان . مدتى است كه با شاه هم محرمانه در ميان داريم و خودش هم باطنا كمال ميل را در نبودن من دارد ، قرار داده است كه حكومت خراسان را بدهد من . مصمم بودم كه بروم خمسه سر املاك ، ولى وضع رعايا طورى شده است كه ابدا اعنائى به شأن مالك ندارند و راه نمىدهند . در تهران مىتوانم بمانم ، اما جنجال و اجزاء و خرج را از عهده برنمىآيم . سفر يك سالهء فرنگستان يا هر جا كه خارج از ايران باشد لازم است و تقريبا 6 هزار تومان خرج دارد . بههرحال ، اگر انشاء الله عمل خراسان شد ، احتمال مىرود تا آخر سال آسوده باشم . نورچشمى برهان الدوله را چون رشتهء كارهاى شما با اوست و به علاوه در اغلب انجمنها و با پارهاى از وكلا راه دارد ، در تهران مىگذارم . براى پرستارى و توجه از نورچشمى غلام حسين و خانم كوچولو هم وجودش لازم است . بارى ، من كه مىروم و از خداوند مسئلت دارم كه آخر عمرم باشد . دنيا پس مرگ ما چه دريا ، چه سراب . شاه خيلى مايل به آمدن شما است به تهران . يكى از اين دو كار را هم على الظاهر مىگويد ، يا حكومت تهران و اگر تا آن وقت اقتضا كند ، كشيكچىباشىگرى . من اين طور رأى دادم كه ، حالا باشد تا دو ماه ديگر كه در كار عربستان صورت ظاهرى بدهد و يكى از برادرهايش را به عنوان نايب الحكومه بفرستد و خودش بيايد تا بعد حاكم ديگرى تعيين كنيد و بفرستيد . حالا صلاح نيست كه از آنجا منفصل شود . قبول كردند . اما رأى خودم اين است كه ، اگر كار شما پيشرفت كند از خيال آمدن تهران منصرف شويد . در كارهاى اين مرد اعتبارى نيست . وانگهى ، خبر از وضع تهران نداريد كه ، هر ساعتش بدتر از هزار مرگ است . آنقدر كار سخت است كه من مىخواهم بگريزم و اگر انسان در خارج بتواند امساله را بگذراند ، البته بهتر است ، به شرط آنكه ، حقوق مردم بدبخت گرسنه برسد . خدا مىداند كه من با اين حالت دستتنگى 700 تومان قرض كردم و به مردم مستأصل دادم . مجلس ، تلگراف شما را براى رسيدن و ايصال ماليات پارساله و امساله به شرط رسيدن سه فوج و 300 سوار ، سند نگاه داشتند . سهشنبه 1 جمادى الاخر 1326 قمرى « 34 » هو فرزند نمىدانم پيشآمد كارت چه خواهد شد . اگر در آن صفحات بمانى ، كار من و خانواده خراب است . زيرا كه من به حول قوة الهى ، همين چند روز مقطوع العلاقه از تهران به عنوان زيارت مشهد مقدس خارج مىشوم . اعتماد السلطان را مىگذارم كه به معيت برهان الدوله هرچه اسب دارم همه را بفروشد ، به جز چند اسبى كه براى تو نگه
--> ( 34 ) - از تهران به شوشتر .