حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
772
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
بختيارى به هيچ شكلى امكان ندارد . علت ديگر آنكه ، مىدانم كه تمام شرف و اعتبار خانوادگى جناب مستطاب سردار ارفع « 32 » به واسطهء مساعدت و محبتهاى فوق العادهء من بوده است و هميشه به من اظهار داشته است ؛ با اين تفصيل ، هنوز حقوق ديوان و مال الاجارهء املاك و مستغلات مرا نپرداخته و هرقدر كتبا و تلگرافا به او نوشته و تأكيدات اكيده نمودهام ، ابدا نتيجهاى نداده و دينارى نفرستاده . وقتى كه با مثل من اين قسم رفتار نمايند ، ديگر شما از او چه توقع داريد و چگونه منتظر هستيد كه در ادارهء حكومت شما مساعدت نمايد و اسباب نيكنامى شما را فراهم كند . ديگر نظر امرائى است ، درحالىكه مشار اليه در مجلس مقدس وكيل دارد ، در جرايد اسم او را به احترام مىبرند ، با آن اخلاق و اطوارى كه دارد مسلم است وقتى كه اين قسم ببيند ، ابدا در مقام تمكين از شما برنمىآيد و هرچه مىخواهد ، در عدم پيشرفت شما كار خواهد كرد و چاره هم براى شما غيرممكن است . با اين ترتيب ، اصلا و اصلح شقوق آن است كه ، از اين كار استعفا داده ، شرف و آبروى خودتان را حفظ نمائيد . چه حاصل و نتيجه خواهد داشت كه اسم حكومت لرستان و عربستان بر سر شما باشد و خود را مسئول دولت و ملت قرار بدهيد ؛ در صورتى كه ، به هيچ وسيله از عهدهء كار برنيائيد و علاوه بر آن ، هم خطر مالى باشد و هم خطر جان . اگر من بدانم كه اين 80 هزار تومان كه از شما به نهب و غارت بردهاند ، در بقاى اين حكومت باوجوداين محظورات وارده چيره خواهد شد ، فورا بقاى حكومت شما را امضاء خواهم كرد . اما ، يقين دارم كه به هيچ وجه فايده بر آن مترتب نخواهد بود و اگر ضررى ديگر توليد نشود ، نفعى كه موجب جبران ضرر سابق شود عايد نخواهد شد . هرگاه به همان حكومت بروجرد به تنهائى تابع هستيد و اكتفا خواهيد كرد ، ممكن است كه دويست نفر سرباز فوج سيلاخورى براى حفظ شخصى خودتان فرستاده و در همان جا اقامت نمائيد و به كلى از حكومت لرستان و عربستان صرفنظر كنيد . جواب اين مطالب را تلگرافا از شما مىخواهم . چهارشنبه 12 ربيع الاخر 1326 قمرى « 33 » هو فرزند جان در ظرف اين پنج ماه نمىدانى به من چه روزگارى گذشته . اين مجلس و انجمنها با مثل من كه از جنس هفتاد سال قبل از اين هستم ، تنفر طبيعى ، بلكه عداوت فطرى دارند . صحبت سنگ و سبو و آب و آتش است . علانيه فرياد مىكنند كه ، بايد وزراء و حكام مطلقا از طبقهء دوم و سوم شاگردهاى عهد جديد باشند . شاه هم كه مسلوب الاختيار است . من چندين دفعه استعفا كردم ، به جهاتى كه حالت نوشتن ندارم ، صورت نگرفت . حالا ديگر ترتيب كار طورى پيش آمد كه اگر بمانم ، مثل حاجى آصف الدوله ورق سفيد و آبى در مجلس براى عزلم مىكشند . ناچار فردا كه پنجشنبه
--> ( 32 ) - شيخ خزعل . ( 33 ) - از تهران به شوشتر .