حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
747
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
حرف نيست ، ولى از صدور دستخط اطلاع ندارم . در اين هم كه خود صدر اعظم حتى الامكان مايل نيست كه آقا به تهران بيايد ، محل ترديد نيست . وزير دربار و صدر اعظم هم باهم كنار آمدند ؛ عهد و شرط نمودند ، بلكه قسم هم خوردند كه باهم خلاف نكنند . علاء الدوله هم آذربايجانى خواهد شد ؛ يعنى بعد از ورود ، رفتنى تبريز خواهد شد . سيف السلطان اظهار داشت ، مشكل است خود او قبول رفتن تبريز بكند . شعاع السلطان به نير الدوله پيغام كرده است كه ، بايد حكومت داراب را يك سال به من بدهى ، دخل و تصرفى در حكومت داراب نكنى . او هم جواب داده است ، به حضرت و الا عرض نمائيد . اول مرافعه و دعواست . اگر اينطور باشد ، من از حالا استعفا خواهم كرد . قوام الملك راضى به رفتن شده است ؛ دور نيست همين يكى دو روز حركت نمايد . * * * فخر الملك عجالتا به همان تقرب اول باقى است . با سيف السلطان كه حالا سردار ناصر است ، به همان خصوصيت سابق باقى هستند و رخصت گرفتن لقب و امتياز سردارى را هم براى سيف السلطان ، بدست او شد . اين اوقات هم براى وزارت تجارت خيلى دست و پا مىكند ؛ تا هذالساعه كه كارى نتوانسته است بكند ، ديگر بعد بشود يا نشود ، نمىدانم . ولى ، در خدمت شاه به همان تقرب باقى است . كليهء عملهء خلوت ، دست و پايشان باز شده است ؛ مثل زمان عين الدوله نيست كه قدرت حرف زدن نداشته باشند . سهام السلطنه هم از تبريز مراجعت كرده است ، ولى عجالتا به آن حال اول با صدر اعظم نيست ؛ يعنى ، با بودن مشير الملك و مؤتمن الملك ، ممكن نيست جناب سهام السلطنه رنگى داشته باشد . حكومت استراباد را هم به امير خان سردار دادند . باطنا كار سپهدار از بابت عمارت توپخانه ، تعريف ندارد . تمام خيال نايب السلطنه اين است كه ، كار به پسرش داده شود ؛ ديگر بعد چه شود ، خداوند دانا مطلع است . دبير حضور ملقب به وزير حضور شد . از دادن وزارت حضور به دبير حضور ، ملتفت وضع حاليهء دولت خواهيد شد . شنيدم ، پسر عضد الملك هم سردار مخصوص شده است . * * * سابقا به عرض رسانيد كه ، دولت چهار كرور تومان مىخواست پول قرض نمايد ، مجلس مانع شد . چندى به امروز و فردا گذشت ؛ دو شب پيش صدر اعظم و وزير دربار و نصر السلطنه و وزير مخصوص و چند نفر ديگر از وزراء و سردار اكرم از طرف شعاع - السلطنه در منزل صدارت ، مجلس كردند . چند نفرى از وكلا را هم از قبيل حاجى امين الضرب و حاجى معين التجار و حاجى محمد اسمعيل مغازه و چند نفر ديگر را احضار نمودند . عنوان كردند كه ، دولت پول لازم دارد . شما كه مانع شديد از قرض كردن ، حالا چه