حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
745
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
كه اگر ديد واقعا صدر اعظم به دريابيگى بىميل است و ضمنا خيالش تغيير دادن اوست ، عنوان نمايد ، شايد انشاء الله تعالى ضميمهء عربستان نمايد . تا بعد چه شود . در اينكه اگر از دريابيگى گذشت و ديد حتما دريابيگى معزول خواهد شد ، محض خاطر پيشرفت كار خودش هم باشد ، سعى و كوشش خواهد كرد كه بنادر ضميمهء عربستان بشود ، محل حرف نيست ؛ ولى تا جان دارد ، اين چند هفتهء آخر سال را نخواهد گذاشت كه دريابيگى معزول شود . هرچه شد ، به عرض مىرساند . * * * از وضع و رفتار حاليهء دولتى ، خاطر مبارك مطلع نيست . يعنى ، هركس تا به چشم خود نبيند ، گمان نخواهد كرد كه اين عرايض فدوى صدق باشد . مختصرى از حال وزير ماليهء اين مملكت كه هم تربيت شده است و هم طرف احتياج تمام اهل مملكت است ، به عرض مىرساند : تلگرافى كه به تاريخ 9 شعبان در باب ندادن تسعير جنس از بابت خروارى پنج هزار و يك ثلث جنس ، به جناب ناصر الملك مخابره شده بود ، رساندم . جواب داده شد ، چون در تلگراف مرقوم شده بود كه كتبا هم مرقوم شده است ، كاغذ كه رسيد ، جواب داده مىشود . بعد كه پاكت رسيد ، بردم رساندم . فرمودند ، از مستوفى عربستان تحقيق مىنمائيم جواب مىدهيم . شعبان تمام شد ، جواب داده نشد ؛ رمضان نصفه شد ، جواب داده نشد . عاقبت ، عرض كردم ، اگر جواب ندارد ، بفرمائيد خودم جواب بدهم كه مطالب شما جواب ندارد . بعد كه خواستند جوابى بدهند ، تلگراف پيدا نشد ؛ فرمود ، عين تلگراف را فرستادم خدمت صدر اعظم ، جواب نرسيده . شما خودتان زحمت بكشيد يك نسخهء المثنى از تلگرافخانه بگيريد تا جواب داده شود . فورى رفتم تلگراف المثنى گرفتم ، بردم دادم خدمتشان . فرمودند ، خدمت صدر اعظم عرض مىنمايم ، جواب مىدهم . ديدم از ايشان مرادى حاصل نخواهد شد ؛ آمدم ملفوفهاى از طرف حضرت اجل عالى نوشتم و مفصلا شرح دادم كه ، از بيست سال قبل ، حساب عربستان تسعير شده است و در كتابچهء دستور العمل نقدى به خرج آمده است . سه سال قبل ، حضرت و الا عين الدوله خروارى پنج هزار بر تسعير سابقه افزودند و يك ثلث هم حكم شد جنس بگيرند از ملاكين . اعظم السلطنه نتوانست دينارى نقد و جنس بگيرد و وصول نمايد . بنده هم كه آمدم عربستان ، ديدم ملاكين يا سادات و علما هستند يا خوانين بختيارى . از خوانين بختيارى بايد گرفت ، از سادات و علما هم به زور ؛ در اينصورت ، از طرفين صدا بلند مىشود . به عرض حضرت و الا عين الدوله رساندم . جواب فرمودند ، خوانين بختيارى را احضار كردهام ، تهران كه آمدند ، خودم قرارى خواهم داد . زمانى كه خوانين بختيارى تهران بودند ، هرچه عرض كردم ، جوابى مرحمت نشد ؛ لهذا دينارى نقد و جزئى جنس از بابت سنهء ماضيه وصول نشد . در هذالسنه نمىدانم چه بايد كرد . اگر بايد حتما گرفت ، حق بنده اطاعت امر است ؛ ولى عيب و دردكار را هم به عرض مىرساند : كار سادات و علما منتهى به شورش و بلوا خواهد شد . از خوانين هم بدون قهر و غلبه وصول نخواهد شد . استعداد مرحمت شود تا آنكه از آنها وصول نمايم . بههرحال از حضور مبارك كسب