حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
744
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
دادهاند . اگر واقعا بناى كج رفتارى داشته باشند ، بهتر اين است كه با نهايت شرح و بسط ، خيالات آنها را تلگرافا به صدارت مخابره فرمائيد . يعنى ، صريح مرقوم فرمائيد شما گمان نمىفرمائيد اينها از شهر كه خارج مىشوند ، همان مردمانى هستند كه در تهران شرفياب مىشوند و تملق مىگويند . يا اينكه ، اقوال و افعالشان مطابق است با عريضهها . اينكه عرض بنمائيد ، بلكه فدوى هم تحت تلگراف بفرمائيد . چون اين صدر اعظم تا مىتواند ، به خيال آنكه از مردم جذب قلوب كرده باشد ، بر حكام تاخت مىآورد ؛ وقتى جواب سخت شنيد ، دور نيست ساكت شود . ديگر بسته است به رأى مبارك . * * * چند روز قبل ، بدون مقدمه ، يك دفعه به توسط شعاع السلطنه و وزير دربار ، حكومت بنادر به سعيد السلطنه داده شد . معين التجار خيلى پريشان شد . همان شب ، رفت صدر اعظم را ديد و گفت ، اولا من يك ماه قبل مبلغى به شما پول دادهام ، ثانيا اين مرد مبلغ گزافى به تجار داخله و خارجه بده دارد و دخالت در كار مالياتى كرده است ، اگر معزول بشود ، نان شب ندارد و اسباب زحمت بزرگى براى خودتان فراهم كردهايد ؛ بهتر اين است كه ، بگذاريد شب عيد اين كار را بكنيد كه اسباب زحمتى براى خودتان فراهم نكرده باشيد . عاقبت قول صريح گرفت كه او را واقعا تغيير ندهند . ديگر واقعا صدر اعظم با خيالات معين همراهى نمايد يا اينكه شعاع السلطنه و وزير دربار غلبه نمايند ، نمىدانم . سعيد السلطنه به خيال عربستان هم هست . اگر از بنادر مأيوس شود ، دور نيست دنبال عربستان بيفتد . ولى آنچه فدوى حدس مىزنم ، خيال مىكنم شعاع السلطنه و وزير دربار حتى الامكان دست برنمىدارند . يكى آنكه ، هركس حكومت شيراز داشته باشد ، دشتى و دشتستان را براى سعيد السلطنه بگيرند كه شايد سعيد السلطنه بتواند شبانكاره و غيره را براى شعاع السلطنه تصرفات مالكانه نمايد . دوم آنكه ، بيشتر اين ترتيبات جديد را از معين التجار مىدانند . سابقا عرض شده بود كه ، كاغذ بىمهر و امضاء از بوشهر به تمام رجال و علما و تجار نوشته بودند و سالى چهارصد هزار تومان دخل معين التجار را قلمداد كرده بودند . حالا شعاع السلطنه و وزير دربار به اين خيال افتادهاند كه سعيد السلطنه را روانهء بوشهر نمايند و ضمنا از حقيقت فايدهء معين التجار در بنادر مطلع شوند ، كه اگر اين مجلس دائر باشد ، در مجلس عنوان خيانت او را مدلل نمايند و اگر مجلس دائر نباشد كه پيش شاه و غيره اسباب خرابى او را فراهم نمايند . و الا جهت ندارد كه شعاع السلطنه و وزير دربار اينطور كمر ببندند كه سعيد السلطنه به بوشهر برود . خود معين هم خيلى دستپاچه شده است . فدوى به معين گفتم ، من نمىدانم عاقبت دريابيگى تغيير خواهد كرد و يك كسى بوشهر خواهد رفت كه اسباب زحمت و دردسر براى شما فراهم خواهد شد ؛ ولى اگر خيال خودتان را يكى بكنيد و نگذاريد بنادر بدست ديگرى بيفتد ، گويا اسباب زحمت خودتان نخواهد بود . فرضا شما مىگوئيد جناب سردار در كارها سخت هستند . اگر اين حرف شما هم صدق باشد ، هر قسم سختى هم داشته باشد ، از ميان خودتان بيرون نمىرود و عاقبت باهم كنار مىآئيد ؛ و حال آنكه ، در باب واگذارى قشم ، اگر برادر شما هم بود ، اينطور همراهى نمىكرد . او هم ظاهرا تصديق كرد و مصمم شده است