حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

728

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

مىفرستم ، خودم غرهء شوال مىروم . اين است پيشامد كار من ، خيال كنيد من مرده‌ام ؛ شما بعد از اين بايد در دنيا زندگى و گذران بكنيد ، خود دانيد ، من مىروم . اين زمستان را در اسلامبل و شام و مصر هر جا خوش باشد ، مىمانم ؛ تا سال نو چه اقتضا كند . فرمان را هم به حسين مىسپارم كه به شما بدهد ؛ بعد از من هرطور صلاح مىدانيد ، بكنيد . پنج‌شنبه 13 رمضان 1324 قمرى هو فرزند عزيزم پاكت 4 رجب ، 9 شعبان رسيد . پاكتى هم از جناب معز الممالك كه در 9 رجب نوشته بود ، آن هم در اين پست آمد . نقشه‌ها و راپرت‌ها قلعه‌ها و جواب و سئوال تلگرافى دولتى را هم ديدند . در باب قلعه‌ها ، خداوند بر شما مبارك كند . اما در باب تلگراف صدارت عظمى ، حسن كار اين است كه حالت خودش و ميانهء دولت ، هر دو حالت يك مشت خاشاك روى آب را دارد ؛ اين‌قدر متزلزل و مضطرب نباشيد ، روز باغچهء قلهك ارباب جمشيد را به نظر بياوريد . و حال آنكه آن روز نسبت به روزهاى مراجعت من از سفر اصفهان و حالت فارس در حكومت يحيى خان « 50 » حالت سلطنت بود . مرد بايد كه در كشاكش دهر * سنگ زيرين آسيا باشد آنچه نبايد ، دلتنگى را نشايد . هرچه خدا خواسته ، تغييرپذير نيست . بايد دست و پا را گم نكرد ، صابر و ثابت بود . كارهاى تهران در اعلا درجهء بدى است و اميد نجات نيست . بندگان والاحضرت در 17 ربيع الاول الى حال ، متصل منتظر خبر تهران است ، به اندازه‌اى كه عمارات شهر چون ديگر در بيرونى و اندرونى ، يك اتاق قابل سكونت ندارد و كلاه فرنگى بالمره شكسته است بطورى كه در پهلويش عبور را متوقف كرده‌اند و فرستادند از فرانسه معمار از فرانسه مستخدم آوردند ، يك مشت گل براى تعمير كار نشد . اگر تشريف‌فرمائى تهران صورت بگيرد ، عيال در باغ شمال مىماند . مرا هم از كار آذربايجان معزول كردند . روز دهم تلگرافى رسيد كه در همان روز به شما نوشتم و وعده كردم كه خبر تلگرافى خواهم داد . روز يازده در تلگراف حضورى با مشير الدوله سئوال كردند كه براى خدمت آذربايجان هركس را مىخواهيد بفرستيم . جواب داد ، هركس را شاه انتخاب كند . بعد آن‌ها گفتند مشير السلطنه يا نظام الملك . باز جواب داد كه من ابدا از خود رأى و رضائى ندارم و موقوف رضاى خاطر همايونى است . هنوز نمىدانم در اين دو نفر ، كدام اختيار شده است . در همان مجلس كه خلوت بود ، بعد از قسم‌هاى مغلظ به هزار صيغه ، گفتند كه من در اين مسئلهء انفصال شما ، نه رأى داده‌ام نه خبر دارم و رفتن شما را به سفر مكه صلاح نمىدانم ؛ بهتر اين است برويد در تهران باشيد ، من هم تا 15 شوال خواهم آمد . عرض كردم من روزى كه از تهران آمدم ، به قصد خدمت

--> ( 50 ) - يحيى خان معتمد الملك برادر ميرزا حسين خان مشير الدوله سپهسالار كه بعد فوت برادر ، به لقب مشير الدوله ملقب گرديد .