حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

724

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

مىرود ، روانه كنم انشاء الله تعالى برود . هنوز جواب ثانوى از شما نرسيده است ، هر وقتى رسيد ، همان‌طور معمول مىدارم . در باب وضع‌ها و ترتيبات آتيهء اين مملكت نوشته بوديد و اظهار يأس نموده بوديد كه با اين وضع نفاق و اغراض نفسانى كه عموم اين مردم از ملى و دولتى با يكديگر دارند ، ممكن نيست اين خيالات پيشرفت بكند . آنچه علنى و طبيعى مملكت است ، همين است كه شما نوشته و رأى داديد . ولى عجالتا آنچه از تهران خبر مىرسد و در تبريز بالمشاهده ديدم ، طورى ارمنى و مسلمان ، شيخيه و متشرعيه با يكديگر متفق الكلمه و هم قسم هستند كه ما فوق آن متصور نيست . در يك مجلس مىنشستند . امام جمعه و حاجى ميرزا حسن آقا كه سايهء يكديگر را با تير مىزدند ، دستشان ميان دست يكديگر وارد مىشدند و خارج مىشدند ، بلكه با آن قرب و جوار روسيه و قفقاز و داستان ارمنى و مسلمان ، نه روز كه اين جمعيت در ارمنستان جمع بودند ، صدا از احدى بلند نشد . طورى مقدمات اين كار را درست كردند كه به كلى خود اعليحضرت هم ميل فوق العاده‌اى به مشروطه دارد ، بلكه صريح به چند نفرى كه مخالف قانون هستند مثل امير بهادر و ديگران ، تغيير كرده است كه دو روز به عمر من باقى باشد ، چه ضرر دارد ملت و مملكت ايران بدست من احياء شود . حتما بايد مشروطه اجرا شود ، در صورتى كه رجال مملكت بگذارند و خداى متعال نظر غايبى به اهل ايران كرده باشد ، ممكن است درست بشود و منبعد اين مردم فلك زده و بدبخت از اين نحوست طالع خارج شود . تا نتيجه و عاقبت چه شود . البته مطلع خواهيد شد . پنج‌شنبه 15 شعبان 1324 قمرى هو فرزند مكرم نوشتجات مورخهء شهر رجب ، در روز چهارشنبه 14 شهر شعبان و اصل گرديد ، از سلامت حالات آن فرزند كاملا مشعوف و متشكر شدم . من هم نعمت صحت و سلامت دارم . متعلقان هم سلامت‌اند ، ولى ديگر از وضع گرفتارى و از اطلاعات اين شهر ، هر قدر بخواهم شرح بدهم كم نوشته‌ام . تفصيلات واقعات تبريز را با پست قبل به خط بيان الملك نوشته‌ام . خود من با كثرت گرفتارى كه از دست اين مردم دارم ، همه روز ناچار بايد در باغ شمال باشم . امروز هم عيد است و به شهر تشريف مىآورند ، سلام منعقد است ؛ به خط خودم نمىتوانم چيزى بنويسم . وضع مبعوثين تبريز و مجلس ملى هم طورى است كه از تهران و تمام ولايات ايران ، بالاتر و بزرگتر است ؛ اگر در تهران حد و اندازه‌اى براى دخالت مجلس هست ، وضع حضرات آذربايجانى طورى است كه بلا استثناء به همهء امور دولتى و مملكتى دخالت دارند و به هر كارى كه تصور بكنيد ، مداخلات تامه مىنمايند . همه روزه هم از تهران مكتوبا و تلگرافا دستخط مىرسد و اعليحضرت به نفس نفيس خودشان با اين وضع كسالت و نقصان صورى و معنوى ، اصرار فوق العاده‌اى در مشروطيت و آزادى مردم مىفرمايند و بقسمى كار را مغشوش