حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
679
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
آنهايى كه در انتظار مراجعت اتابك هستند ، بايد در اين آرزو بميرند ، مگر يك حادثهء غيبى روى بدهد . سپهسالار هم يك جزء از رفتن خراسانش ، در باطن براى كار حجاج ابن يوسف است . فردا صبح مىروم دوشانتپه ؛ اگر زود مراجعت كردم ، معلومات خود را مىنويسم . پنجشنبه 3 ذيحجهء 1321 قمرى هو فرزند مكرم شب جمعه سوم ذيحجه است . فردا صبح به اتفاق جناب سعد الدوله مىروم ضياءآباد جناب وزير مخصوص ، دو شب مهمانيم . نوشتجات دلتنگى شما از تلگراف رسيد ، خيلى اسباب حيرت شد . اگر كسى مبدأ را نمىشناخت ، جا داشت دلتنگى كنيد . از اول عمر اين مرد مشتمل در رأى و عقايد پيشكار است ، و پيشكار هم الحمد الله با ما در كمال مهربانى است . همان روز كه اين تلگراف شده بود ، به من گفت به سالار بنويس آن مرد از فارس خلع است ؛ در اين صورت با او مدارا بكن ، مقصودت به عمل آمده است . در اين صورت اين همه آه و ناله لازم نيست . خاطر داريد در مسئلهء نصرت السلطان چه حالت داشتيد و چطور رفع شد ؟ خلاصه من در اين موقع صلاح ندانستم داوطلب عمل بنى طرف به عربستان شويم . بگذار اين سرباز هم برود ، ببينيم چه نتيجه خواهد شد . خيال كردم اگر حالا داوطلب شوم ، اولا خيال مىكنند دستاويزى براى نيامدن تهران است ؛ ثانيا مقاصدى كه در باب ترتيب بنادر در نظر داريم ، فوت مىشود . على الحساب به كارهاى كلى دست نزدهاند و سلوكشان با ماها همگى ، همان است كه بوده است . خبر تازه نيست . به فضل خداوند علاء الدوله معزول است و براى ما بهترين نعمتها است ؛ تا پيشآمد كار چه باشد . قريهء طالب عليا و سفلى را كه در ورامين است ، در چهل و سه هزار خريدم ؛ نصف شما و نصف جناب سعد الدوله . خودم هم يازدهم ماه با سعد الدوله براى سركشى مىروم . چهار رشته قنات ، سيصد خروار بندى و باغات دارد ؛ عمارت اربابى هم خوانين قاجار آنجا ساختند . شش فرسخ است تا تهران . دو شب مىمانيم ، ترتيب كار صيفى كارى آنجا را مىدهيم ، مراجعت مىكنيم . خوانين بختيارى هم خانهء سيد مرتضى را كه شاهزادهء ناظر خريده پهلوى منزل سفارت فرانسه ، خريدند ؛ يعنى اولاد حاجى امامقلى خان در هيجده هزار تومان خريدند . من كه از وضع جديد مسرورم و از زوال زال متشكر . زياده از اين وقت ندارم ، سه ساعت از شب رفته است ، صبح بايد بروم ضياءآباد . ملفوفهاى به جناب مشير الملك و به جناب مستطاب وزير نوشته بودم ، براى اطلاع شما فرستادم . آن دعوت به آن گرمى روسها ، نمىدانم چه نتيجه بخشيد . وزير مختار هم رفته است . على الحساب ترتيبى كه پيش آمده ، چندان عيب ندارد .