حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

663

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

است ، عريضه‌اى به توسط خازن اقدس نوشته بود كه اين منصب موروثى من است ؛ حالا كه مشير الدوله تمارض كرده است ، پيشكش مىدهم به خودم مرحمت شود . شاه هم عريضهء او را به حضرت اشرف و الا داد كه اين مرد ديوانه است ؛ دستخط شود همان وقتى هم كه به پدرت اين كار را داده بودند ، غلط بود . كسى از مشير الدوله اين كار را نگرفته است و خيال گرفتن هم نداريم . علاء الملك هم مأيوس از اين شغل است ؛ اگر امين الدوله زير بار نرود ، به ناصر الملك مىدهند . سه‌شنبه 2 شوال 1321 قمرى هو فرزند مكرم پاكت 15 رمضان ، غرهء شوال رسيد . آن پاكتى هم كه ملفوفهء معز السلطنه رالف كرده بوديد مستقيما رسيد ؛ از مطالب مطلع شدم . از اظهار مهربانى لارد ، بر اعتقادم افزود . افسوس كه ملتفت نبودم هديه‌اى در اين موقع به توسط شما برسانم . دلتنگى ندارد ، تلافى آن ممكن است . كار را جز خدا نمىشايد * به خدا گر زخلق هيچ آيد دو ماه تمام جناب مستطاب وزير و حضرت و الا سپهسالار ترتيباتى تهيه كرده بودند براى نتيجه‌هاى بزرگ ، همگى به عكس نتيجه بخشيد ؛ آنچه را براى خانوادهء ما تدارك كرده بودند عايد خودشان شد . بعد از اين هم اعتقاد به آن خداى مسبب الاسباب محكم داشته باشيد . در باب حكومت عربستان ، پيش از آن‌كه نوشتجات شما برسد ، من نوشته بودم و البته به شما رسيده است . كار حكومت آنجا آن‌قدر مفتضح شد كه ديگر احدى زير بار نمىرود ، مگر آن‌كه به خوانين بختيارى واگذارند . سپهسالار هم با حاجى على قلى و معين همايون امروز وارد مىشود . قطعا توقف تهران آن‌ها هم دو سه ماه طول دارد . دو ملفوفهء شما را ، يكى در باب اراضى قنسولخانهء انگليسىها و يكى در باب كار بنادر و جزاير و مثل زدن به جزاير ابو موسى ، امشب براى شاهزاده مىفرستم . ديروز كه روز عيد بود ، اول آفتاب آنجا رفته بودم و در كالسكهء خودشان مرا به دربخانه بردند . با آن‌كه شاه كسالت داشت ، عرض كرده بود جناب نظام السلطنه با من بود ، او را در منزل امير بهادر گذاشتم . فورا فراش خلوت آمد مرا احضار كرد . در اين بين ، حاجى آصف و وزير مخصوص هم آمده بودند ؛ هر دو را هم همراه بردم . شاه به حالت كسالت آمده بود بيرون و به هر طريق بود ، بعد از سلام عام هم در بيرون بود . من ديگر امروز دربخانه نرفتم . فردا شب مىروم در خانهء خودش ملاقات مىكنم . از بس كه احترام مىكند ، من ناچارم به فاصله بروم و در مواقع خاصى وارد شوم . آنچه به نظر مىآيد ، در وقت آمدن تهران ، از راه شيراز بيائيد بهتر است ؛ مبادا به خيال ملاقات فرمانفرما ، از طرف بغداد بيائيد . او را و ناصر الملك و وزير همايون را احضار كرده‌اند .