حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
662
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
برگردد و ولايات قسط بهم برساند . ديگر آنكه جنسهاى تسعيرى را در كل ممالك محروسه برگردانند ؛ يا عين جنس بدهند ، يا دو تومان بر قيمت كل بيفزايند براى كسر بودجه . هريك از حكام كه قيد و شرط قبول اين خدمت را بدون زحمت و سر و صدا كردند ، برقرار باشند و الا معزول . شب بيست و هفتم هم حضرت اشرف مهمان شاهزادهء اعظم شعاع السلطنه بود ؛ محرمانه به ايشان وعدهء سال نو فارس را كرده است . روز هشتم يا دهم ، شاه به جاجرود مىرود ؛ من هم در ركابم ، حاج آصف هم مهمان سپهسالار است ، وزير مخصوص هم مهمان حضرت اشرف . ولى سردم ، منزل من است . در سفر قم هشتصد تومان ضرر كردم . در اين سفر مسلما ده روزه با كرايهء مال ، پانصد خواهد شد ؛ بايد دستگاه رنگينتر باشد . راضى هستم پسر زال در ايران نباشد ، تمام هستى خودم را بفروشم خرج كنم . اگر امين الدوله هم بيايد ، سلوك ظاهرش با ما بهتر از اين نخواهد بود . با وجود بارندگى و سرما ، رسمى مذكور است ؛ اما ابدا سر و صدائى از كسى در اين مراحل بلند نيست . آقا نجفى چند روز در منبر پارهاى حرفها گفت در باب بستن فكل فرنگى مآبها ؛ و اين زمينه از طرف دولت و از طرف شيخ و امام جمعه منع شديد ديد ، ساكت شد . آن نسخهء تكفير هم ثابت شد مجعول است ، مسلما در هندوستان جعل شده است . « 122 » پيوست در باب رود حله حالا شش ماه است كه جواب و سئوال مىكنيد . اگر منظور تفاوت عمل آنجاست ، كه بايد در ظرف اين مدت گرفته باشيد ، حالا ديگر آخر سال است . باز حضرات به اصرار آمدند تلگرافى از من گرفتند . چون من سابقا شما را مسبوق كرده بودم ، از دادن تلگراف مضايقه نكردم . هرچند شاه صريحا به آنها و به امير بهادر گفته است عوض مىدهم ، سليقهء حضرت اشرف اين است كه يك كارى را كه شاه اصرار دارد ، نبايد دنبال كرد ؛ طبعش لجوج است . در اين مسئلهء املاك بنادر ، معلوم نيست به ذهن او چه دادهاند كه اينقدر ايستادگى مىكند . چنانكه يك وقتى هم در باب درجهء نظامى ايستادگى و اصرار داشت ؛ يك وقتى هم به صرافت طبع ، بدون اصرار منصرف مىشود . باوجوداين فقرات ، من خودم از بس كه از عمل چاهكوتاه خسته و آزرده شدهام ؛ عوض آنجا و معشور ، انشاء الله جاى ديگر يا در سبعه يا بهبهان خواهم گرفت . نمىدانم جزيرهء قيس قوام چقدر معامله مىشود كه به يارى خداوند به تلافى كارهائى كه كرده است ، جزء خدمت كنم ؛ يعنى يك مبلغى هم جميع بر آنجا وارد بياورند كه با آن جمع جزء شود . قوام الدولهء سفيه پيش از سفر قم ، براى حكومت يزد دوندگى مىكرد . بعد از مراجعت ، به محض آنكه ديد مشير الدوله چند روزى تمارض كرده
--> ( 122 ) - منظور تكفير نامهايست جعلى كه عليه اتابك پخش شده بود .