حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

655

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

جمعه 23 شعبان 1321 قمرى راجع به كارگزار گرچه خود من مشروحى در باب موقر الدوله پسر ميرزا عبد الله خان كه مأمور كارگزارى بوشهر شده است با سديد السلطنه و با جناب وزير خارجه مذاكره كرده‌ام ، ليكن نواب به واسطهء سابقه‌اى كه با موقر الدوله دارد ، تعهد كرده است كه طورى اسباب اتحاد ما بين او و فرزندى سالار را فراهم آورد كه به كلى اين مذاكرات مرتفع شود . شنبه 15 رمضان 1321 قمرى هو فرزند مكرم روز سه‌شنبه يازدهم رمضان از قم به دار الخلافه وارد شديم ؛ سه پاكت شما در 17 شعبان رسيد ، مطالبش معلوم شد . كاغذ آخر شما را عينا فرستادم حضور حضرت اشرف ارفع و الا دامت شوكته ، اجلال نظام برد ، هنوز جواب آن را نداده است . در هر صورت اطلاع از مضمونش لازم بود . امروز كه شنبه پانزدهم است ، خودم انشاء الله دو ساعت به غروب مانده مىروم دربخانه كه هم به خاكپاى مبارك مشرف شوم و هم خدمت حضرت و الا برسم . ديشب شب شنبه بود ، تلگراف انگليسى شما رسيد ؛ ترجمه كرديم . چون ساعت پنج بود ، ديگر نتوانستم كه به جائى بفرستم . امروز دو نسخه مىكنم ؛ يكى را مىدهم اجلال نظام براى سپهسالار ببرد و يكى را هم خودم خدمت حضرت و الا مىبرم . هرچه جواب دادند ، به شما تلگرافا خبر مىرسد . جناب مستطاب وزير هم از روز ورود موكب مسعود ناخوش است . حضرات هنوز دست بكارى در امورات دولتى نزده‌اند ، در تهيهء اين هستند كه تومانى سه هزار از كل مواجب و مقررى و انعام و استصوابى كسر كنند . ولى از مواجب سرباز و تابين و سوارها كسر نمىشود ، فقط صاحب‌منصب و ارباب قلم و مردم بيكار است . چيزى هم چوب‌انداز بر ماليات مىخواهند بيافزايند كه مأخذ چهار كرور كسر بودجه را پر كنند . من و حاجى آصف - الدوله رأى نداديم . اگر اين عمل عاقبت خوب داشت ، اتابك مىكرد . شما خودهايتان از اول دولت هشتصد هزار تومان مواجب برده‌ايد ؛ شما هم تومانى سه هزار ، فلان قجر و شاهزادهء مفلوك هم تومانى سه هزار ؛ صداى مردم بلند مىشود . بر ماليات به مأخذ مىافزائيد ، حاكم قوه ندارد بر ملك فلان مجتهد و سيد يا صاحب‌منصب بيافزايد ، تمامش بر املاك فقرا وارد مىآيد . جنس‌هاى تسعيرى ولايات را مىخواهند برگردانند . اول جنس بار كردهء تبريز است كه پيشرفت ندارد . ثانيا جنس شيراز است كه محال است جنسى بدهند . ثالث جنس خالصجات اصفهان است كه ظل السلطان و آقايان مىبرند و همچنين جنس مشير الدوله در سالور و ايضا سه جنس ملك در خبازان است . امين الدوله خواست اين كار را بكند و نشد . خلاصه عاقبت قرار بر اين داد كه بعد از ورود شهر ، در اين