حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
652
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
ديروز آصف الدوله صبح آنجا آمده بود . مىگفت ، روزى كه در سرخهحصار ترتيب كارها را داده بودند ، شاه گفته بود براى وزارت ماليه ناصر الملك را بياورند . عين الدوله عرض كرده است زود است ، يك دو ماهى صبر كنيد . اين خبر صحيح و روايت سپهسالار است . رادكانى مىگفت از ترس عين الدوله ، اسم امين الدوله را نمىتواند ببرد . كار وزير را هم سابق نوشتم در تزلزل است . من بنا دارم به توسط آصف در كار مأمور نظام بوشهر با سپهسالار حرف بزنم ؛ تا چه نتيجه بخشد . بطور يقين كار فارس هم تغيير مىكند و به شعاع السلطنه مىدهند ؛ در اين هم حرف نيست ، دور نيست يك دو ماه ديگر بىپرده بشود . آصف هم به من بروز نمىدهد ، ولى در تكدى خراسان يا كرمان است . هنوز گمان دارد كه من طالب حكومت هستم و چون دايرهء حكومت هم منحصر به اين دو محل است ، مخفى مىدارد . اين فقرات مزبوره ، مأخذ خبرش معتبر است . ملاها را هم عين الدوله ريشخند مىكند . در اين ميانه ، سيد عبد الله ذليل است ؛ سايرين همه باهم ساختهاند . كار بختيارىها هم بىپرده شده است ؛ آدم مخصوصى براى مشورت نزد من فرستاده بودند كه به تهران بيائيم . نوشتم سپهدار بيايد ، ولى على الظاهر مخالفت با اولاد حسين قلى خان را بىپرده نكنند . شايد سپهسالار از آنها حمايت كند . چون پسر اسفنديار خان كه داماد اوست با عموهايش بهم زده است ، او را هم وابدارد كه بعد از حركت سپهدار ، بيست روز فاصله بيايد . وليعهد هم با لطفعلى خان خيلى التفات بهم رسانده است ؛ در خبر فوت اسفنديار خان ، انگشتر الماس براى او خلعت فرستاده بود . او هم براى وليعهد و بنان السلطنه ، سوغات از همه چيز ، اسب و قالى و قاطر آبدارى و غيره از صارم الملك برادرش خواسته بود ؛ بردهاند داده است . فتح السلطان چهل روز است آمده تهران براى بردن يابوهاى مغان . خيلى معزز و محترم است ، در منزل معتمد آقا منزل دارد . اين دو سه روزه مىرود ، ولى منزل من ابدا نيامده است . امير نظام از كار و مداخله خارج است ، فقط ارقام را مىفرستند مهر مىكند . سعد الدوله بعد از سه سال معطلى رفت به آذربايجان ، اما خرج توقف تهران را از ادعاى به معير الممالك و پسر مرحوم امير نظام بيرون آورد . تقريبا بيست هزار از آنها گرفت . مير مناف براى مطالبهء تنزيل حقوق وليعهد آمده است ؛ از پسر سعد الدوله ميرزا نور الله خان مطالبه مىكند . هنوز دستش جائى بند نيست . از كار حاجى رجب على ، من خيلى خفيف و بىاعتبار شدم . شما هم مطلبى را جواب بنويسيد . مىگويند سفر قم شاه صحت دارد ؛ اگر اينطور باشد ، مرا هم در ركاب مىبرند و اقلا هزار تومان خرج اين سفر است . چادر سوغاتى شما با وجود كهنگى ، باز به كار خورد . بارهايم را بستهام ؛ تا چه شود . زياده از اين فرصت ندارم ، سه ساعت به غروب مانده است ، بايد كاغذ به پست برسد .