حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

391

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

كه خيال نكن كه ، اين عموى من اين‌قدر خام و بىعقل است كه در عين معزولى ، تدارك ضميمه و اضافه مىكند . جمعه 27 شعبان 1307 قمرى هو فرزند عزيز مكرم من كاغذهاى مورخهء هفتم شعبان رسيد ، مطالبش معلوم شد . بعد از آن تاريخ هم قدرى از مخابرات تلگرافى ، ميزان كارها بدست آمده بود . حتى صدور جواب عريضجات چاپار مخصوص را هم خود حضرت اجل در طى تلگرافى كه سؤال و جواب فقرهء كشتىهاى تجارتى و ميل صاحبقرانى « 29 » را كرده‌ام و ملاحظه خواهى كرد ، خبر داده بودند . بارى ، امورات در دست مقتدر فعال ما يشاء حقيقى است و به دليل و رضاى من و ديگرى نيست . على الحساب طول مدت توقف من از حد اعتدال ، بلكه از قانون عقلى تجاوز كرده است . قدرى هم به واسطهء امتداد توقف ، بىنظمى و اغتشاش حاصل شده است . اضطرارا روز يك‌شنبه 29 مىروم . بنا بود حضرت سعد الملك هم همراه باشد . چون حضرت اجل محرمانه تلگراف فرموده بودند كه ، در ورود آدميرال دولت انگليس به بوشهر احترام لازمه را مرعى دارد . آدميرال روز سه‌شنبه دوم رمضان وارد مىشود و جناب سعد الملك روز پنج‌شنبه چهارم تشريف مىآورد . من هم به جهت دستورالعمل بنائىهاى صاحبقران « 30 » و لوازم آن ، تا نيمهء ماه رمضان با سعد الملك در صاحبقرانى هستم . نيمهء رمضان اگر از بىاعتبارى كار دولت تغييرى در حكومت حاصل نشد ، سعد الملك از اين‌طرف مىآيد و من از آن‌طرف به شوشتر مىروم . ديگر ببينيم آسمان چه بازى مىكند . جواب مطالبى كه اظهار كرده بوديد جداگانه نوشتم . امروز كه 26 است ، از سه ساعت به غروب مانده چنان رعد و برق و بارانى شده است كه از سى سال قبل كسى در خاطر ندارد . دريا هم طوفان غريبى است . امسال به واسطهء كثرت بارندگى آخر سال و اول حمل در بوشهر ، نيمهء رمضان شروع به درو جو مىكنند . ديگر از عربستان خبر درستى ندارم . مقدر نيست كه فصل خوش و راحت عربستان را ديده باشم . راضى به قضا الله و تسليمها .

--> ( 29 ) - جهت اطلاع رجوع كنيد به « خاطرات حسين قلى خان » در باب اول . ( 30 ) - حسين قلى خان نظام السلطنه در كنار اهواز قديم بندر ناصرى را بنياد نهاد و در دو سوى ساحل كارون در خرمشهر دو بندر بنام صاحبقرانيه و بندر قاجاريه بوجود آورد . وجه تسميهء بندر ناصرى ، نام ناصر الدين شاه است و صاحبقرانيه نيز از « صاحبقران » اخذ گشته است . ناصر الدين شاه در سال 1293 قمرى به يادگار سال سىام پادشاهى خويش ، در يك سكهء زرين ضرب تبريز خود را ناصر الدين شاه غازى خسرو صاحبقران خواند .