حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
390
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
بشود . يك اسباب زحمت بزرگى شده . از اول سال ، ده نفر سياح و تاجر و صاحب - منصبهاى بزرگ معتبر آمدهاند ، سياحت كردند رفتند . چون ايرانى مستفرنگ همراه آنها نبود ، در كمال خوبى و خوشى به آنها گذشت و براى من هم اشكالى دست نداد . خوب است جناب جلالتمآب دبير الملك وقتى كه اين سفارتها ، سفارشنامهاى مىخواهند ، تعيين حدود و تكليف و اسم سياح و مسافر و عدد همراهان آنها را بفرمايند . من مىتوانم به قانون حسابى ، اين محمد خان نام را راه ندهم و برگردانم . ملاحظه كردم ، در اين آخر سال هزار كار واجب دارم ؛ آلودهء جواب و سؤال اين كار مستحب چرا بشوم . حالا كه به اصرار تشريف بردند رامهرمز تا ببينم از آنجا چه خبر مىرسد و چه حركات خارج از تكليف از آنها بروز مىكند . ابدا در امتيازات چاه در محلى كه آب و زراعت و ملك مزروع و متصرفى مالك باشد ، اينها حق مداخله ندارند . اما در تعليقه ، مطلقا اختيار دادهاند و به هيچ قيدى مقيد نيست . صلاح مملكت خويش خسروان دانند . پيوست سوم عزيز من دانستهام كه سال نو معزولم . فرضا معزول هم نباشم ، - يعنى فرض محال - چنان منصوبى خواهم بود كه صد درجه از عزل بدتر است ؛ در اين صورت تكليفم استعفا و عجز و لابه خواهد بود . با اين حالت ، ديوانه نيستم كه طمع در حكومت لرستان هم كرده باشم ؛ و حال آنكه نظم لرستان آنقدر شرايط و لوازم دارد كه از هزار ، يك آن را دولت مساعدت نخواهد كرد . اين كه مىبينيد در كار سگوند « 27 » مداخله مىكنم و على الظاهر با آنها مراوده و رابطه با آنها بهم مىرسانم ، اضطرارى است ؛ اگر نكنم و آنها تشويش با اميد حكومت مرا در لرستان نداشته باشند ، مرا و عربستان را آسوده نمىگذارند . علاوه بر آن اعراب و طوايف بختيارى و فيلى « 28 » و غيره از اين توسل و پناه آوردن طوايف لرستان به من ، حساب كار خود را مىكنند و نمىتوانند حركت خلاف نظم بكنند . هم لرستان در ميان خوف و رجاء با من راه مىروند و هم عربستان . پلتيك بزرگى در اين مسئله هست كه اشخاص دوردست و خارج از كار ابدا ملتفت نمىشوند . حالا تا موقع حركت ايل به طرف ييلاق ، من به اين تدبير كلاه خودم را نگهداشتم و ولايتم نظمى دارد و به عون الله تعالى مالياتم را وصول مىكنم . وقتى كه حضرات از حكومت من مأيوس شوند و موقع رفتن سرحدات بناى دستاندازى و بىنظمى در عربستان بگذارند ، اولا خبر عزل من رسيده است و عذرى در دست دارم كه ، هرگاه من معزول نبودم قدرت بىنظمى نداشتند ؛ از آنطرف هم حاكم نو براى فرستادن مأمور شده است . در هرتغيير و تبديل حكومت ، اقلا دو سه ماهى مردم به خيال و واهمهء آنكه آيا چه شود ، تغيير سلوكى مىدهند ، چندان كار به افتضاح نمىكشد . لازم بود بنويسم
--> ( 27 ) - سگوند نام يكى از طوايف پشتكوه از ايلات كرد ايران . ( 28 ) - فيلى نام يكى از طوايف قشقائى .