حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

97

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

كه در ادارهء او مشغول كار شويد . آن عريضه و دستخط را به اطلاع مستوفى الممالك « 26 » رساندم ، خيلى خوشش آمد . فرداى آن روز سه ساعت از دسته رفته ، يك نفر آبدار از ابواب جمعى امين السلطان آمد ، رقعه‌اى نوشته بود كه ، ملاقات شما لازم است ، سوار بشويد و به قصر قاجار بيائيد . شاه هم چند روزى بود به قصر رفته بود . آن رقعه را هم به ملاحظهء آقا رساندم ؛ گفتند ، البته الان سوار شويد و برويد . اجلاس اطبا از تصادف امور آن‌كه ، هنوز از سينه‌ام خون مىآمد و شاه حكم فرمود در بالا خانهء مدرسه دار الفنون اطبا اجلاس كنند . اعتضاد السلطنه وزير علوم ، جمعى را از اين قرار دعوت به آن مجلس كرده بود : مرحوم مؤيد الدوله ، مرحوم عماد الدوله ، مرحوم قوام - الدوله ، مرحوم نصير الدوله ، مرحوم علاء الدوله ، با اطباى فرنگى و ايرانى عموما بدون استثنا حتى نور محمود يهودى . خون سينهء مرا هم در ظرف گرفته آوردند . من هم حاضر شدم ، شرح حال خود را بيان كردم . اطبا بالاتفاق اقرار به عجز از معالجه كردند . مرحوم مؤيد الدوله تغير كرد كه ، شماها اين قدر علم و تجربه نداريد كه در حضور مريض ، اتفاق به عجز از معالجه مىكنيد . در اين مجمع ميرزا زين العابدين كاشى گفت ، اگر اساتيد من اذن بدهند و صلاح بدانند ، من معالجه مىكنم . چند وقتى مشغول معالجه بود . شاه با حضور حكيم الممالك پرسيده بود كه ، سعد الملك حالش چطور است ؟ عرض كرده بود ، اصل مرض سعد الملك اين است كه در تمام عمر ، شب و روز مشغول كار بوده است . حالا كه مبتلاى به آن مرض نزف الدم شده است و بيكار است ، چند كتاب طب ايرانى و فرنگى دور خود جمع كرده ، آئينه‌اى با يك ساعت هم در پيش روى او است ، متصل علاماتى را كه در اين كتب نوشته‌اند از بشره و حركت نبض و رسوب خلط در آب امتحان مىكند و خيال نمىگذارد معالجه اثر كند . اگر يك مسئوليت فوق العاده بهم رساند يا يك سفر طولانى در بلاد مختلف الهوا بكند ، ابدا حاجت به معالجهء دوائى ندارد . اين عرض او با عريضهء من سه چهار روز فاصله داشت . بعد از اين‌كه من سوار شدم و به قصر قاجار رفتم ، امين السلطان مرا به حضور برد . شاه احوال ناخوشى را پرسيد . عرض كردم ، چندان تفاوتى حاصل نكرده است . فرمود ، ميرزا زين العابدين خان به من گفته است خوب مىشود . امين السلطان ! سعد الملك خدمتگزار خوبى است ، همه روزه در نزد تو باشد ، يك روز تعطيل نكند تا كار او را معين كنم .

--> ( 26 ) - در اين تاريخ ميرزا حسين خان مشير الدوله سپهسالار اعظم بالاخره از كار بر كنار شد و شاه بار ديگر كابينه‌اى به نام دربار اعظم تشكيل داد و مستوفى الممالك وزير اول اين كابينه بود . ولى شاه از تعيين صدر اعظم مدتى خوددارى ورزيد . در 1298 بالاخره به او مسئوليت بيشترى محول شد و در 1299 مستوفى الممالك به مدت سه سال رئيس الوزراء گشت .