حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
98
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
حسين قلى خان و منصب جديد 1297 قمرى بعد از ده روز ، دستخطى به امين السلطان مرحمت شد كه تمام غلات ممالك محروسه جمع او باشد ، از حكام تحويل بگيرد و در ولايات انبار كند ؛ هروقت صلاح بداند بفروشد و هريك را صلاح بداند حمل انبار تهران كند . امين السلطان به من گفت ، حسب الامر مقرر است كه شما مشغول اين كار باشيد و اين عمل كلا در ادارهء شما باشد . من هم از دفتر ، صورت جنس باقى تحت كتابچهها و جنس خالصهء تهران و حمل انبار را گرفتم و بهطورىكه لازم بود مرتب كردم . ولى چون حالت امين السلطان در دستم بود ، جزئى و كلى كار را به اطلاع او مىرسانيدم . مخصوصا خواهش كردم ، يك نفر از ميرزاهاى خودش كه محل وثوقش باشد ، در معيت من بگذارد كه ثبت و سررشته در دست او باشد . دو سال تمام مشغول اين خدمت بودم . بعد از دو سال ، مرحوم ميرزا اسماعيل خان پسر امين السلطان كه عمامه را بدل به كلاه كرد و در كار خزانه استقلالى بهم رساند ، بر او ناگوار شد كه سروكار نقدى ايران با او باشد و مرا هم مدير جنس بدانند . پارهاى اجزاء هم تحريك كردند . رفتهرفته بناى سوء سلوك و تغيير وضع و اظهار سوءظن كرد كه طبع من خسته شود . در اين بين ، اسبابى فراهم آورد و امين لشگر را از كار گمرك خلع كرد « 27 » و گمرك را هم ضميمهء ادارات خود نمود . هرچه مأمور براى ضبط گمركات خط جنوبى فرستاد ، ظل السلطان كه اوقات استيلا و اقتدارش بود ، راه نداد . در باطن به شاه عرض كرد كه ، اگر ما بخواهيم گمركات جنوبى ايران را تصرف كنيم ، غير از سعد الملك در قوهء احدى نيست و او هم چون دانهء درشت برچيده ، دماغش به اين كار پائين نمىآيد . علاجى غير از اين نيست كه او را بخواهيد و بفرمائيد كه بايد حتما تعهد اين خدمت را بكنى و اگر انشاء الله انجام دادى ، در ازاء اين خدمت ، امتيازات بزرگ و خدمات كلى حاصل مىشود . حسين قلى خان و گمركات جنوب 1299 قمرى مرا به جاجرود احضار كردند . شاه فرمود و من ناچار از قبول شدم و متوكلا على الله قبول كردم . امين السلطان از آن حقهبازىهائى كه داشت ، كتابچهء مفصل لغوى نوشت و برد حضور شاه و سر او را باقيطان بست و مهر و لاك كرد كه بعد از ورود بنادر
--> ( 27 ) - درآمد گمرك يكى از بهترين منابع عايدات دولت ايران بود . گمركات را به اجاره مىدادند و رؤساى آن مانند ساير دواير دولتى از قبيل وزارتخانهها و حكومتها ، دائما در حال تغيير بودند . در طول قرن گذشته با افزايش تجارت خارجى ايران ، درآمد گمرك نيز افزايش يافت و عدهء زيادى طالب اجارهء آن گشتند . پس از آنكه رفتهرفته درآمد گمرك به گروى قروض خارجى درآمد ، اروپائيان دولت ايران را ملزم ساختند كه براى ادارهء گمرك ، مأمورين خارجى استخدام كند . استخدام « نوز » در پرتو همين الزام بود . تعداد بلژيكىها در گمرك همچنان افزايش يافت و چندى بعد ادارهء پست نيز به آنها محول شد .