حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

82

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

را هم جمع آقا اكبر نمودم و قرار دادم هرچه سند از من ابراز كردند ، محسوب بدارد و باقى را مطالبه كند . عزيمت به شيراز بعد از 4 روز توقف ، از بوشهر به عمارت ملك التجار نقل مكان كرده و عازم شيراز شدم . فورا قاصدى فرستادم به لار و سبعه ، كه برادرم محمد حسن خان مطلع شود و بيايد ، و خودم مشغول حساب بوشهر شدم . هرقدر سعى كردم كه مشير الملك در مفاصا بنويسد كه ، بقاياى محلى به موجب سند ، جمع آقا اكبر شده است ، قبول نكرد . در اين بين ، محمد حسن خان هم از لار و سبعه وارد شد . اگرچه حساب مالياتى را پرداخته بود ، ولى سه هزار تومان باقى مانده بود كه معادل آن برنج و خرما و كنجد و پاره‌اى حبوبات در انبار داشت و از كلانتر سند گرفته بود . خواست كه آن‌ها را در مقابل سه هزار تومان واگذارد ، نپذيرفت ؛ به اين معنى كه چون طايفهء عرب ، اطراف لار و سبعه را مغشوش كرده‌اند ، ما نمىتوانيم آن‌ها را تصرف كنيم . ما هم عيال را با بنه روانهء تهران كرديم و مجرد مانديم كه حساب اين دو حكومت بگذرد . اغتشاشات شيراز كار شهر و اطراف هم به قسمى مغشوش بود كه از ارك به خانه مشير الملك ، بدون تفنگچى و استعداد ، حركت ممكن نبود . نوكرهاى معتمد الملك را وقت غروب كه از ارك بيرون مىرفتند ، لخت مىكردند . تا صبح ميان ميدان توپخانه و ميدان طويله ، صداى تفنگ و طپانچه و هاىهاى دزد و تظلم كسانى كه لخت مىكردند ، شنيده مىشد . تلگرافچى هاى انگليسى ، شب ده نفر يراق بسته براى حفظ خودشان اجير كرده بودند . ما هم كه عيال را حركت داديم ، به اطمينان آن بود كه ايلات فارس نسبت به ما مرتكب خلاف نمىشدند و همچنين مردم . افتضاح اين اغتشاش به جائى رسيد كه هرفردى از افراد شهرى و روستائى ، علانيتا فحش مىدادند و هركس در هرجا نوكر معتمد الملك را مىديد ، بدون تقصير كتك مىزد و مىگفت ، برو به يحيى خان و فرمانفرماى دروغى بگو كه هرغلطى مىخواهد بكند ! هرج‌ومرج شهر به جائى رسيد كه شب آمدند در پهلوى رختخواب عزت الدوله ، لباس او را دزديدند و بردند . مقدمات عزل معتمد الملك كار معتمد الملك شب‌ها بعد از ورود عزت الدوله ، ترتيب غذا براى مشير الملك بود و روزها اشتغال با خانم . راپرت اين رسوائى و اغتشاش را فرنگى و ايرانى ، على الاتصال به دربار دادند . در اين بين ، معتمد الدوله هم از مكهء معظمه مراجعت كرد و از حالات