حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

43

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

قلى خان قشقائى و برادرزاده‌هاى مرحوم ايلخانى بودند ، به استظهار خصوصيت با هاشم - خان فراشباشى به ادعاى ارث پدر در املاك ، به شهر شيراز آمدند و مدتى مشغول محاكمه و مطالبه بودند . بعد از فوت ميرزا على خان بيگلربيگى كه در سنهء 1284 اتفاق افتاده بود ، حسام - السلطنه نخواست شهر را به قوام الملك وابگذارد كه طبعا آسوده نبود و به‌علاوه حكومت داراب و بهارلو را هم داشت . چون رضا قلى خان عرب بنا به عداوت و طمعى كه قوام الملك در تصرف طوايف عرب داشت كارش در رياست عرب - كه رياست آن طايفه را ارث خانوادهء خود مىدانست - پيشرفت نمىكرد و فوج عرب را هم كه آلت قوت و استيلاى او بود و اولياى دولت معزول كرده بودند ، به كلى مشاراليه خانه‌نشين و پريشان شد و قوام الملك ايل عرب را هم ضميمهء ابواب جمعى خود كرد « 7 » . لهذا ، حسام السلطنه ميرزا احمد خان برادر ميرزا على خان بيگلربيگى را كه در تهران پيشكار و وكيل صاحب ديوان بود و درجهء استيفا هم داشت ، احضار و او را بيگلربيگى شهر شيراز كرد . اين عمل مايهء دل‌تنگى قوام الملك شد . نصير الملك هم به‌واسطهء انتزاع از لار و سبعه دل‌تنگ بود . لار و سبعه هم به مهدى قلى ميرزا داده شده بود . قوام الملك فرارا به تهران رفت . فرخ خان امين الدوله او را مطمئن نموده و با حاجى ميرزا زمان خان عموى خودش به شيراز عود داد . در مراجعت ما از عباسى « 8 » ، در شهر جهرم حاجى ميرزا زمان خان با قوام الملك و نصير الملك آمدند به اردو ملحق شدند . و در باطن ، فرمان لار و سبعه را براى نصير الملك و ضميمه شدن فسا را به جمعى قوام الملك آورده بودند . شاهزاده گفت ، چون سال قريب الاتمام است صبر كنند ، در موقع مىدهيم . بعد از يك ماه از ورود به شهر شيراز ، حكومت فسا را از ميرزا على اكبر وكيل فسائى كه داماد مشير الملك بود انتزاع كرده و به قوام الملك داد . ولى ، لار و سبعه را به سليمان ميرزا پسر فريدون ميرزاى

--> ( 7 ) - جهت رفع رقابت فيما بين قوامىها و قشقائىها در فارس ، بنابدستور ناصر الدين شاه ايلات بهارلو ، باصرى ، اينانلو ، نفر و عرب متشكل شده و ايل خمسه را تحت رياست ميرزا على محمد خان قوام الملك تشكيل دادند . ( 8 ) - ميرزا حسن فسائى در فارسنامهء ناصرى ( جلد اول : 326 ) مىنويسد كه ، چون مسقطىها در جمع‌آورى ماليات بر ايرانيان اجحاف مىكردند ، حسام السلطنه دستور داشت كه به آن‌سوى رفته و رسيدگى نمايد . بيافزائيم كه ، مسئلهء بندرعباس يك مشكل قديمى و پيچيده بود . دولت ايران در 1209 بندرعباس را به سلطان مسقط اجاره داده بود . در سال 1271 دولت ايران اين قرارداد را فسخ كرد . در نتيجه ، سلطان صيد سعيد از مسقط قوائى به ايران اعزام داشت . جنگ بين طرفين درگرفت و ايران موفق شد كه ساخلوى مسقط را درهم بكوبد . سرانجام در طى مذاكراتى ، قرارداد براى بيست سال تمديد شد و در مقابل ، ايران 16000 تومان دريافت نمود . پس از مرگ سلطان صيد سعيد و ضعف جانشين وى ، قرارداد يك بار ديگر لغو شد . دولت انگليس كه با مسقط رابطه‌اى خاص داشت ، وساطت نمود و ايران قرارداد را يك بار ديگر تجديد نمود . سرانجام در سال 1288 اين قرارداد از جانب ايران لغو شد و ناصر الدين شاه ديگر حاضر به تجديد آن نشد . جهت اطلاع بيشتر ، رجوع كنيد به : J . B . Kelly . Britain and the Persian Gulf .