حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

36

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

چرخچىهاى آن‌ها ده سوار افزوده شد . از اين طرف هم مهدى قلى ميرزا بيرون رفت و علامتى كه با خوانين زعفرانلو داشت نمود و سوارهاى چرخچى را شناخت ، كه پيمان على آقا و . . . « 3 » بودند . آن‌ها هم شاهزاده را ديدند و كلاه‌ها را بر سر تفنگ گذاشته و بلند كردند . سوار زعفرانلو به كلى از طرف حسين قلى خان ده‌ده و بيست‌بيست آمدند . زعفرانلوها از اسب پياده شده ، شمشير به گردن انداخته ، چكمه‌ها را بيرون كرده و پياده به ركاب آمدند . به محض برهم خوردن سوار زعفرانلو ، حسين قلى خان به پشت تل سرازير شد . از اين طرف سردار عبد الباقى خان و حسن خان عمه و باقر خان و امير قلى بهارلو و نوذر ميرزا با قدر صد سوار روى به طرف حسين قلى خان تاخت كردند . حسين قلى خان گفته بود به تركمان‌ها ، بهتر اين است برويم قلعهء قوچان را تصرف كنيم . در اين بين ، مهدى قلى ميرزا آمد خدمت شاهزاده عرض كرد كه ، خوانين زعفرانلو مىگويند احتمال مىرود حسين قلى خان از اينجا مأيوس شده ، با اين جمعيت تركمان برود قوچان و زن و اطفال ما را بكوچاند ببرد . اذن بدهيد به ما از جلو به خط مستقيم ايلغار كنيم و به شهر برسيم . شاهزاده مهدى قلى ميرزا را با خوانين زعفرانلو و سردار عبد الباقى خان اذن داد ، به تاخت رفتند ؛ چهار فرسخ راه بود تا قوچان . و حسين قلى خان با سوارهاى ما مشغول زدوخورد شد . آبدارى و نوكر و محمد على خان خالدار و به قدر سى نفر از تركمان و شصت اسب ، به دست سوارهاى ما افتاد و جمعيت آن‌ها متفرق شد و نتوانستند خود را به قلعهء قوچان برسانند . ما شب را رفتيم در قريهء داودى كه دو فرسخى قوچان است ، مانديم . سيورسات و ما يحتاج نبود و اغلب بىشام مانديم . نصف از شب گذشته ، ما يحتاج از اطراف رسيد . صبح از آنجا حركت كرديم . منزل شاهزاده در باغ جنب حكومتى ، در چادر و آلاچيق بود . حاجى مستشار هم‌خانهء ميرزا تقى پيشكار و سايرين هريك منزلى در خانه‌هاى اطراف داشتند . منزل من هم متصل به باغ بود . چند روز مانديم . سيد محمد شروانى كه رئيس ايل شروان بود خبر داد كه ، حسين قلى خان جمعيتى از تركمان جمع كرده و شب خيال ريختن به شهر دارد . شاهزاده نوذر ميرزا را با جمعيت زعفرانلو و يك عراده توپ مأمور فيروزه نمود كه دهنهء سرحد بود و سيد محمد شروانى را هم فرستاد . حسين قلى خان از آن خيال منصرف شد و بناى ارسال و مرسول به توسط سيد محمد شروانى و شريعتمدار را گذاشت . در اين بين ، جناب حاج ميرزا صفا هم از اسلامبول به تهران و از تهران به ارض اقدس و از آنجا به ديدن شاهزاده به قوچان آمد . من يك نفر ، تمام تحريرات تهران و احكام و جواب عرايض را در عهده داشتم ، به‌طورى كه شب‌ها لباسم را نمىكندم و تكيه به كرسى زده آنقدر مىنوشتم كه ، در همان حالت تكيه به كرسى كرده ، به قدر دو سه ساعت مىخوابيدم .

--> ( 3 ) - چند كلمه افتاده است .