حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

24

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

دستخط مىنمايد ؛ مگر در مورد عمران و آبادى ولايت كه سر خود اقدام نموده ، منتظر دستورالعمل نمىماند و همين موجب بس ضرر مالى مىگردد . تمامى اسناد و تلگرافات دولتى را به جهت روز مباداى عزل و ادعاهاى مغرضانه‌ى غير ، در ضبط و ثبت دارد . با اين وجود چندين‌بار در برابر ادعاهاى هوايى ديگران ، ملزم به بست‌نشينى مىشود . در سادگى ورود و خروج به مقر حكومت نيز سخت كوشاست تا از مردم تكلف پيشواز و بدرقه را سلب كند و موجب تسليت آنان گردد . اكثر اوقات اردوى مستقبلين را بىخبر رها كرده ، خود باتنى چندسوار راهى دار الحكومه مىگردد . ديگر ، ناخشنودى از شاهزادگان است . وى كه از خاستگاهى غير اعيانى برآمده و به كرات نيش قهر شاهزادگان را چشيده ، پيوسته از ايشان آزرده است و در انتقاد از آنان مجد . آن‌گاه كه مىبيند آنان تنها به لميدن و تفاخر مواجب مىستانند و به لهو مصروف مىدارند ، نيز آن‌گاه كه به غرض در كار وى و امثالهم اخلال مىنمايند ، به اعتراض و تشكى برمىآيد . اما چه سود كه آنان نصبا و عزلا محترمند و ايمن ؛ حال آن‌كه هم مسلكان وى در معرض صدمه‌ى جان و مال ؛ چندان‌كه در بست‌نشينى نيز از آسيب شاهزادگان محفوظ نيستند . حكومت و حفظ خاندان بر مصادر امور ، لازم و ملزوم يكدگرند . در سراسر عمر ، برآنست كه حداقل يك تن از خانواده‌ى خويش را بر مسند حكومت مستقر بدارد و باقى بيند . متن مكاتبات ، مملو است از رهنمودهايى به رضا قلى خان در باب رويه‌ى حكومت و چندوچون نگاهداشت قدرت . در حقيقت مىتوان گفت كه پايدارى رضا قلى خان در حكومت ، بيشتر معلول كوشش‌هاى حسين قلى خان است و وى دست‌پرورده‌ى ايشان . چنان كه گذشت ، نبود فردى از خاندان در حكومت ، عناد رجال ، و فرصت‌طلبى شاهزادگان بسا خانواده‌ها را كه تمام كرد . ديگر ، دولت‌خواهى و وطن‌پرستى است . چه در متن خاطرات و چه طى نامه‌ها ، به كرات نكاتى حاكى از اين دو تمايل مىيابيم . در انجام وظايف رسمى خويش جدى است و در برخورد با فرنگيان - فرنگيانى در اوج اقتدار و سلطه - قاطع . منافع دولت و مملكت را بر ارضاء وزراى مختار ارجح مىداند و همين موجب آزردگى آنان و لاجرم مغبوضى اوست . در همين مورد نيز اعتراضاتى دارد بر شاه و امين السلطان و ساير رجال . مع‌هذا ، گاه در عمل رعايت اين اعتقاد به اشكال برمىخورد . تمايلاتى از ايندست كه بگذشت ، به انضمام شمارى چند كه به قصد ايجاز از ذكر آن مىگذريم ، موجب آنست كه حسين قلى خان را در پندار و كردار فردى سنت ستا بدانيم . مع‌هذا ، اين سنت ستايى نه بدان افراط است كه توجه به عالم مترقى را مانع آيد . تمايلات مذكور ، در بين و به نسبت شمار وانهاده ، مشخص‌ترند و اساسىتر ، و زمينه‌هاى مختلف شخصيت ايشان را مشتمل ؛ ساير زمينه‌ها يا در راستا و يا منشعب‌اند از اينان كه برشمارديم . ذكر اين نكته ضرورى است كه حسين قلى خان در تمامى طول عمر ، به استثناى باز پسين سال‌هاى آن ، قلما و قدما از انسجام پندار و كردار برخوردار است و كمترين