حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

25

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

مورد تناقضى در معتقدات و رهنمودها و اعمال ايشان ، بروز نمىكند . مع‌هذا در سنوات آخر ، آراء ايشان را پريش و ناسخ و منسوخ مىيابيم ؛ چندان‌كه گوئى از شناخت و تطبيق با واقعيات سريعا متحول ايران ، بازمانده‌اند . اين چندگانگى آراء ، خاصه پس از فوت تنها پسر و اوج‌گيرى نهضت مشروطگى روى مىنمايد . مورد بارز اين حالت ، آرائى است كه در باب ابقاء يا عدم پايدارى رضا قلى خان در حكومت ابراز مىدارند و گاه به ابقاء و گاه عكس آن توصيت مىنمايند . برخورد ايشان با مشروطيت نيز از ابهام بدور نمانده است و بيش از آن‌كه توافق و همدلى باشد ، همراهى و همرايى اعتبارى است . همراهند ، از آن روى كه به اقدامى عليه آن نهضت دست نمىيازند . اعتبارا همرأيند ، از آن روى كه نكاتى از آن را پسنديده و نكاتى ديگر را تقبيح مىكنند . از اين‌كه شاهزادگان را ديگر قدرت تبعيد و تعبيد فرودست نمانده ، خشنودند ؛ و از مورد سئوال قرار گرفتن مقام حكومت به آراء مجلسيان ، دلگير . پيوسته در بيم و اميدند . بيم از دست شدن ارزش‌ها و سنن آشنا ؛ و اميد به روزگار بهتر آتى . روزگارى كه خود نيك مىدانند به عمر سپنج ايشان كفاف نمىدهد و از آن آيندگانى است و جوانان حاضر . در ماه‌هاى آخر نيز اين اميد از دست مىشود و يكسر بيم است كه مىپايد . مردم در اعتراض جسورتر شده‌اند و رجال بىثبات‌تر از پيش . كارها در دست تحصيل كردگان جديد و سلك فرنگىمآب افتاده ؛ هم‌مسلكان و همسالان وى يا از اين دار شده‌اند و يا در شدن‌اند و بر كنار از اقتدار پيشين . وينك ، در عنوان مشروطگى و اوج نخستين آن ، حسين قلى خان پير ، خسته ، از مرگ پسر شكسته بر آستان عالمى ايستاده است رو به تحول و در پيش سننى به فروپاشى اندر . زبان اين نوبرآمدگان را سخت است دريابى و گر دريافتى ، سخت‌تر است كه پذيرا شوى . رسمى ديگر است اين سپنج‌سراى را كه رويه و سليقه‌يى باژگونه برگرفته . شدن آن عرف و سنت و جهان آشنا ، گويى شدن اوست و با نگريستن بدان ، رفتن خود را عيان مىيابد . اينك ، بيم است و همه بيم ؛ بيم از فردائى مبهم ، از شتاى سالى كه بهارش نه نكوست . و السلام خير الختام . منصوره اتحاديه ( نظام ما فى ) سيروس سعدونديان