حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
118
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
دخيل اين معاملات نمىشوند و دوم آنكه در معاملات دولتى ، احدى اطمينان ثبات و دوام ندارد و بىجهت مالش را صرف آبادى و بيهوده وقتش را صرف اين كار نمىكند و اطمينان ملت ايران به كار دولت ممتنع است . يك شق ديگر آنست كه املاك خالصه را كليتا بفروشيد ، مشروط به آنكه دينارى از نقد و جنس مالياتى كسر نشود و در عوض ، در قيمت هم رعايتى بكنند و چون اول اين كار است ، براى تشويق مردم تومانى . . . « 37 » قيمت بگيرند كه هم وجهى عايد خزانه مىشود و هم اين عمل در تمام ممالك محروسه جارى خواهد شد و هم تخفيفاتى كه از بابت خالصجات مرحمت مىشود ، فايدهء دولت است . مملكت آباد و عدد نفوس زياد و رعيت آسوده مىشوند . و بهعلاوه عمل فلاحت و زراعت ترقى مىكند . اين رأى را شاه پسنديد و اجازه دادند . من هم مشغول فروش خالصجات شدم . هر كسى طالب شد ، فرمان او را از خمسه نوشتم و با وجه آن فرستادم ، به صحيح رسيد و آوردند و خودشان فرستادند دفترى كردند . هرقدر از اهل ولايت اصرار كردند كه از اين قراء مرغوب خالصه اقلا ده پارچه را خودت فرمان بگذران ، قبول نكردم ؛ تا عاقبت هفت محل باقى ماند كه طالب بهم نرسانيد و چندين دفعه بدون قيمت دادم و نكول كردند . حتى يكى از آنها بعد از رسيدن فرمان صحيح شده ، رفت در منزل ملا قربان على بست نشست . تفصيل را به امين السلطان نوشتم . جواب نوشت كه ، نمىتوان چنين عرضى به حضور مبارك كرد ؛ ناچارا اين محلها را به كسان خودت وابگذار . بارى ، اين فكر فروش خالصجات و واگذارى آن به مردم ، خدمتى بزرگ به دولت و ملت ايران بود كه از من به يادگار ماند ؛ و اگر كسى رجوع به ثبت محاسبات ايران بكند ، متوجه خواهد شد كه سالى چه مبلغها نقد و چه مقدارها جنس به دولت و ملت از حسن تدبير من منفعت رسيد و چه اشخاصى بىبضاعت ، ملاك و زارع شده و چقدر به آبادى مملكت و حاصل زراعتها افزودهام . و بعد از آن سنه ، در تمام ممالك محروسه اين عمل جارى شد ؛ ولى ساير حكام به عكس عقيده و سليقهء من ، هرچه املاك مرغوب بود ، خود خريدند و فايدهها بردند و مىبرند . عزل و نصب ايالات 1305 قمرى در آخر سال سوم در شهر جمادى الاولى بناى تغيير و انتزاع ايالات و ادارات از ظل السلطان شد . غير از شاه و امين السلطان ، احدى مطلع نبود ، ولى امين السلطان در ترتيب تعيين حكام با محمد حسن خان برادرم محرمانه مشورت كرده بود . فارس را براى اويس ميرزا احتشام الدوله و عربستان را به اسم من و لرستان را به اسم انوشيروان ميرزا ضياء الدوله ، كرمانشاهان به اسم حسام الملك ، كردستان به اسم محمد ابراهيم خان نورى سهام الملك و يزد را به اسم عماد الدوله تعيين كرده بودند . علاوه بر ادارات
--> ( 37 ) - يك كلمه خوانده نشد .