حسينقلى خان شقاقى
23
خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى )
شقاقى است » . در زمان سلطنت نادر شاه افشار افراد ايل شقاقى با اينكه از نظر مذهبى توافقى با آن پادشاه نامى نداشتند ولى به علت تاختوتاز و تجاوزاتى كه دولت عثمانى سنىمذهب به آذربايجان و كردستان ايران مىنمودند ، در تمام اردوكشىها شركت نموده و سران آن ايل هميشه از فرماندهان عمده قواى نادر شاه بودهاند . در زمان سلطنت آغا محمد خان قاجار نيز ايلخانى ايل شقاقى يكى از سركردكان مهم لشكريان و هميشه مورد توجه و مشورت آن پادشاه بوده است . متاسفانه در مورد قتل آغا محمد خان قاجار در اغلب روايات و نوشتجات تاريخى ، تهمتهاى ناروايى به صادق خان شقاقى كه يكى از سركردكان و فرمانده اردوى او بوده زده و نوشتهاند . در صفحهء 256 تاريخ قاجاريه تأليف سرجان ملكم آمده است : « در آخرين اردوكشى كه آغا محمد خان به گرجستان انجام داد ، چندين فوج از ايل شقاقى شركت داشتهاند . » و در صفحهء 160 آن اثر مذكور است : « در موقعى كه در سال 1212 قمرى هجرى آغا محمد خان به وسيله نوكران مخصوص خود در شوشى كشته شد صادق خان شقاقى يكى از مهمترين سركردگان لشكر بزرگ او بوده . شبى كه آغا محمد خان حكم كشتن دو نفر از نوكران مخصوص خود را صادر كرد ، چون شب جمعه بود ، صادق خان شقاقى كه در چادر آن پادشاه حضور داشته ، شفاعت آنها را نموده و آغا محمد خان بيمار ماليخوليايى را از كشتن آنها برحذر داشته . آغا محمد - خان براى احترام به شفاعت او دستور مىدهد آنها را در آن شب به قتل نرسانند و تحت نظر گرفته فردا صبح به قتل برسانند . اما آغا محمد خان روز فردا را نديد . چه در همانشب به وسيله دو نفر فراش خلوت خود به نامهاى صادق خان نهاوندى ( گرجى ) و خداداد - اصفهانى كه پس از اغفال محافظ مخصوص او بنام عباس مازندرانى پيشكار خدمت با او همدست شده خواجه تاجدار قاجار را به قتل مىرسانند و از اردوگاه فرار مىكنند . » « صبح خيلى زود روز بعد كه صادق خان شقاقى از اردوگاه به شهر مىآمده با آنها برخورد نموده ، چون در صورت ظاهر و وضعيت آنها مشكوك شده آنها را مورد بازخواست و جستجو قرار مىدهد و مقدارى جواهر و نقدينه كه قاتلين از چادر آغا محمد - خان سرقت نموده بودند در نزد آنها مشاهده مىنمايد . از اينرو آنها را دستگير و با خود به اردوگاه مىبرد و بعدا كليه جواهرات و نقدينه و طلاجات را از آنها گرفته به ميرزا - ابراهيم كلانتر شيرازى تحويل مىدهد . » بنابراين تهمتهاى ناروايى كه به صادق خان شقاقى فرمانده اردو و عمده قواى آغا محمد خان قاجار در اردوكشى به گرجستان زدهاند و حتى نوشتهاند كه به تحريك صادق خان شقاقى آغا محمد خان به قتل رسيده و كليه جواهرات او را تصاحب نموده و آن سه نفر قاتل را تحت حمايت خود قرار داده و به مركز ايل خود حركت كرده و يك سال بعد ادعاى پادشاهى كرده و براى تسخير پايتخت ( تهران ) حركت نموده است مورد تأييد سرجان ملكم قرار نگرفته و مردود است .