حسينقلى خان شقاقى
24
خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى )
استاد فقيد سعيد نفيسى در جلد اول تاريخ سياسى و اجتماعى ايران در صفحات 69 - 70 - 71 و 74 چنين نوشته است : « آغا محمد خان در بهار سال 1212 هجرى قمرى لشكريان خود را جمع كرده از تهران روانهء آذربايجان شد . از راه اردبيل به كنار ارس رسيد و در آنجا لشكرگاه ساخت . ده هزار سوار جهت گرفتن قلعه پناهآباد فرستاده به آسانى آن قلعه را فتح نمود . سه روز پيش از آنكه به شهر شوشى كه اعيان آنجا او را دعوت به كمك نموده بودند برسد ، ميان صادق خان گرجى ، پيشخدمت مخصوص و خداداد اصفهانى فراش خلوت بر سر پولى نزاعى درگرفت . چون صادق خان گرجى چند شب پيش هم بر مسند آغا محمد خان آب ريخته و او را سخت خشمگين كرده بود و از اينرو كدورتى در دل داشت پس از اينكه اين دو تن با هم نزاع كردند و سر و صداى زيادى راه انداختند آغا محمد خان بيشتر خشمگين شد و فرمان داد همانشب هردو را بكشند . صادق خان شقاقى كه از سركردگان معروف لشكر او بود ، شفاعت آندو را كرد ، وى نپذيرفت و گفت : « چون شب جمعه است فردا آنها را بكشند . » سرانجام آن دو تن پيشخدمت مخصوص كه اطمينان داشتند فردا حتما كشته خواهند شد ، عباس نام مازندرانى پيشكار خدمت را با خود همدست نموده شبانه با خنجر و دشنه به چادر آغا محمد خان وارد شده كار او را ساختند . » برخى گفتند كه اين به تحريك صادق خان شقاقى در شب 21 ذى الحجه الحرام 1212 هجرى قمرى انجام شده . چنان كه پس از كشتن آغا - محمد خان صندوقچه جواهرات و بازوبندهاى جواهرنشان و شمشير مرصع و الماس معروف درياى نور و تاج ماه كه از يادگارهاى نادر شاه افشار و هميشه همراه آغا محمد خان بوده برداشته به صادق خان شقاقى داده به او پناه بردهاند . صادق خان شقاقى هم پس از اين واقعه به يارى لشكريان خود دعوى سلطنت نموده است . » ولى تحريك صادق خان شقاقى به قتل آغا محمد خان و تصاحب جواهرات بهيچوجه به اثبات نرسيده و در هيچيك از اسناد و نوشتجات تاريخى بعد از مرگ آغا محمد - خان اين موضوع اينطور بيان نشده است . مثلا « ژان گوره » محقق و نويسنده فرانسوى مؤلف كتاب خواجه قاجار و حتى خود مرحوم استاد فقيد سعيد نفيسى در صفحات ديگر تاريخ سياسى و اجتماعى ايران ذكر نمودهاند : « فرداى شبى كه آغا محمد خان قاجار در اردوگاه شوشى كشته شد و در لشكر وى پريشانى روى داد ، همه لشكريان و ايلات و طوايف مسلح همراه او لشكرگاه را رها كرده متفرق شدند . صادق خان شقاقى هم لشكريان خود را برداشته به منطقهء ايلى خود رفت . بقيه سركردگان لشگر نيز همين كار را كردند و حاج محمد ابراهيم كلانتر شيرازى كه بنام پيشكار كل و مورد اعتماد كامل و هميشه همراه آغا محمد خان و مثل صدراعظم او بوده بقيه لشكريان را دلدارى داده صندوقچهء جواهرات و شمشير مرصع و درياى نور و غيره را برداشته و براى يارى وليعهد بابا خان جهانبانى كه به نام فتحعليشاه در شيراز تاجگذارى نمود واداشته و به تهران رفت . »