ميرزا حسين خان

62

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى )

فتح اورامان تخت حاجى سعد الدوله حكم به يورش داده ، قشون دولت به اورامانيها حمله برده آنها شكست فاحشى خورده فرار كردند و قشون تا خوش‌بدرانى كه مكان مسطّح با صفائى است ، دور آن را ديوار سنگى كشيده‌اند ، آنها تعاقب كرده ناچار مجال زيست را محال دانسته ، به « شهر زور » كه متّصل به اورامان است به خاك عثمانى است پناهنده شدند . يك تير توپ از عقب سر آنها انداخته بودند به خاك شهر زور افتاده بود . بعد اسباب گفتگوى دولتى شد و اورامان تخت مفتوح [ شد ] و به تصرّف دولت آمد . از طرف يسار دو فوج و سه عرّاده توپ و قوپوز مأمور اورامان لهون بود در تحت رياست مرحوم اعتماد السّلطنه به تسخير آنجا رفتند . مانع اين اردو رودخانهء معروف سيروان بود كه محمّد سعيد سلطان نوشته بود ده نفر تفنگچى در سر پل گذاشته‌ام كه تا ده سال لشكر سلم و تور از آنجا عبور نمىتواند بكند . پل چوبين كشيده و سنگرها را بسته به عزم جنگ نشسته بودند . قشون دولت روز ورود چشمهء آب را گرفتند كه اگر آن چشمه به دست قشون نمىافتاد از تشنگى هلاك مىشدند . فرار پسران سعيد سلطان شب 21 ربيع الثانى اعتماد السلطنه قشون را تا كنار رودخانهء سيروان برده ، صبح كه فوج افشار اروميّه شنيده و خبر شد از غيرت [ 16 الف ] سنگرى ديگر بستند و شناوران هر دو فوج از آن رودخانه و موج احتياط نكرده از آب گذشتند . جنگ در گرفت . توپ و قوپوز لابد آنها را شكست داد . ابا بكر بيگ كه از منسوبان محمّد سعيد سلطان و عاقلهء او بود مقتول شد . تفنگچى هر دو اورامان در صبح و شام به عزم رزم پيش آمدند مغلوب برگشتند . فوج افشار كه در كوه سنگر داشت به آنها حمله آورده رو به گريز نهادند . چند روزى براى بستن پل معطّل شده و در دوم جمادى الاولى با شيپور و بالابان به نفسود كه پايتخت لهون است يورش برده ، پسران سعيد سلطان به جنگ آمدند و به ننگ برگشتند و رو به فرار نهاده ، آنها هم به خاك عثمانى رفتند و هر دو اورامان به تصرّف اردوى دولتى درآمد .