ميرزا حسين خان
59
خاطرات ديوان بيگى ( فارسى )
كلوين مأمور [ شد ] ، پس از ورود فوج ظفر كردستان كه در اواسط صفر رفته بود با تفنگچى سقّز و مريوان و بانه به آن اردو ملحق شد و در تپّه شيخ سليمان كه محاذى دربند كلوين است رحل اقامت انداختند . در غرّهء ربيع الثانى جنگى شد ، از اردو جمعى كشته شدند و مدّت دو ماه اردو در همين مكان اقامت كرد و صرفه نبرد . اين دربند و دو دربند ديگر يكى دربند دزلى و ديگرى دورود است ، از همان سه راه مىرود به قريهء دزلى كه محل اقامت حسن سلطان و اولادش بوده . دربند دزلى و ازين دربند دزلى خودم عبور كردهام . مثل اينكه دو ديوار از سنگ در دو طرف ساخته باشند . تقريبا پنجاه ذرع ارتفاع اين دو ديوار است كه پنجهء قدرت معمارى كرده و به اندازهاى اين سنگ صاف است [ كه ] مىتوان روى آن با قلم نوشت . تقريبا در كمال صعوبت در مدّت سه ساعت مىتوان به دزلى رسيد . در سطح اين دربند تا دم آخر سنگهاى بزرگ افتاده ، در نهايت صعوبت مىتوان راه رفت . بايد جست روى سنگ و از روى آن به صعوبت به اين [ طرف ] آمد و رفت روى سنگى ديگر ، مخصوصا براى سوار نهايت اشكال را دارد از آنجا عبور كند و بالنسبه اين دربند از دو دربند ديگر سهل المسلكتر است كه از آن دو دربند يكى دربند كلوين و ديگر دربند « دورود » است مىشود به اورامان رفت و به واسطهء سنگلاخ و سختى و آن راههاى صعب المسلك است كه اهل آنجا هميشه مغرور و ياغىاند . محصول آنجا در تمام اين دو بلوك به قدر هزار ذرع زمين صاف هموار كه زراعت بكنند نيست . محصول آنجا منحصر است به گردو و توت كه قوت غالب آنها توت و انار و انجير و مختصر انگور بد خيلى كم كه هيچوقت نمىرسد در آنجا ديده مىشود ، با گلابى جنگلى بسيار بد و الى غير النّهايه [ 15 الف ] بلوط از جنگلهاى اين دو بلوك عمل مىآيد كه در سالهاى گرانى و قحطى تمامى به بلوط قناعت مىكنند ، لكن ثمرهاى جنگلى از قبيل چتلانقوش و سقّز و غيره در آنجا يافت مىشود . عنّاب به شرح