ميرزا حسين خان
58
خاطرات ديوان بيگى ( فارسى )
حركت قشون از اطراف از طرف دولت ، چون اين قبيل حركات از رعيّت خاصّه در سرحد در نظر مرحوم ناصر الدّين شاه خيلى اهميّت داشت ، قشون مستعّدى مأمور نظم اورامان كرد كه عبارت بود از مرحوم حاجى قنبر على خان سعد الملك كه بعد سعد الدوله و حاكم طهران شد ، و مصطفى قلى خان اعتماد السّلطنه همدانى با فوج فدوى همدان ، و بيوك خان اقبال الدّوله با فوج مراغه ، و آقا خان مظّفر الدوله با فوج خمسه ، و علينقى خان خمسه با فوج لشكر خمسه ، و ذوالفقار خان خمسهاى اسعد الدوله با سوار خمسه و سوار قزوين . سعد الدّوله را با مظفر الدّوله و ذوالفقار خان « 1 » و علينقى خان با فوج و سوارشان با فوج ظفر كردستان و تفنگچى بانه و سقّز و مريوان به اورامان تخت و سركوبى و تنبيه پسران ياغى حسن سلطان فرستاد و مرحوم ديوان بيگى را همراه آنها فرستاد ، در حقيقت حاكم آنجا بود و بايستى به واسطهء حكومت بلوكات مجاور هم كه با او بود سيورسات و تفنگچى و چريك دهات و ايلات ابوابجمعى خود را همراه ببرد . سعد الدّوله هم خواهش كرده بود كه شاهزاده او را همراه او و اردو بفرستد ، به اين جهات مرحوم ديوان بيگى همراه اين اردو رفت به اورامان تخت . [ 14 ب ] اعتماد السلطنه و بيوك خان اقبال الدّوله را با جمعيّت و سوار و تفنگچى جوانرود و حولوحوش ، و دو فوج فدوى همدان و فوج مراغه به طرف اورامان لهون مأمور كرد و مرحوم على اكبر خان شرف الملك را همراه اين اردو فرستاد . در شهر ربيع الاوّل 1286 اين دو اردو حركت كرد . مرحوم ديوان بيگى به واسطهء غارت شب شبيخون اسباب سفر و لوازمى نداشت ، از نو تهيّهء دارودستگاه و قهوهخانه و آبدارخانه و مطبخ سفرى مىديد . از اصفهان چادر خواسته بود . معتمد الدّوله هم چند چادر داده بود . ميان حياط زده بودند و اين تهيّه و چادر و اسب و لوازم سفر براى من عيش كافى بود . شب و روز از مقتضيات آن سن كوتاهى نمىكردم . بالأخره سه فوج و دو عرّاده توپ و قوپوز از طرف يمين به شاميان و دربند
--> ( 1 ) . اصل : زالفقار