ميرزا حسين خان
52
خاطرات ديوان بيگى ( فارسى )
به تماشا اجتماع كرده ، عقل كردستانى باور نمىكرد كه چنين قضيهاى براى آن حضرات رخ بدهد . آنها را به محبس حكومت برده ، بعد از مدتى بهرام بيگ را كه حرفهاى خلاف مقتضى از دهنش شنيده مىشد و كسان خود را به مخالفت شاهزاده و خونخواهى برادر تهييج و تحريض مىكرد ، در همان محبس مسموم كرده از خيال او هم آسوده شدند . شاهزاده به واسطهء اين عزم راسخ ابهّت و رعب غريبى در نظر شهرى و سرحدّات حاصل كرد . بالطبيعه باقى اطراف و بلوكات و ايالات منظّم و آرام شد . ديوان بيگى حاكم اورامان درين تاريخ حكومت اورامان با مرحوم ديوان بيگى شد . بعد از چندى شاهزاده او را به تسليهء ذريهء حسن سلطان [ 11 ب ] و تأمين اورامان و استمالت رعاياى آنجا فرستاد . به صورت ظاهر خيلى اظهار اطاعت كرده ، مرحوم ديوان بيگى را خوب پذيرفته و تعارف و پيشكش داده مهماندارى كرده بودند ، لكن در باطن همقسم شده و متّفقا كمر به خونخواهى حسن سلطان بسته بودند . اطمينانى كه بود محمّد سعيد سلطان در مقابل اظهار اطاعت مىكرد و شاهزاده مىخواست اورامان تخت را هم به او بسپارد در تحت رياست مرحوم ديوان بيگى . ولى ممكن نبود كه اورامان تخت زير بار تمكين او بروند ، بخصوص از حسن سلطان و برادرهايش تقريبا سى نفر پسران دلير باقى بود . اهميت ديوان بيگى بالأخره مرحوم ديوان بيگى به شهر مراجعت كرد و تجديد سال شد ، و درين سنهء 1285 چه از جهت التفات اولياى دولت و اطمينان معتمد الدوله كه ساعت به ساعت به مرحوم ديوان بيگى زيادتر مىشد ، و چه از حيث مواجب كه آن اوقات خيلى اهميت داشت و به همهكس نمىدادند ، مرحوم ديوان بيگى پانصد تومان مواجب ديوانى ، ششصد تومان خرج سفرهء حكومت داشت و چه از بابت املاك و چه از حيث اداره و حكومت و جمعيّت و نوكر و اسباب بزرگى و اسب و قاطر و