ميرزا حسين خان

29

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى )

برچيدن ختم روز سيّم ظهير الملك و مشير ديوان از طرف حكومت آمدند مجلس ختم را برچيدند و ما را كه من و مرحوم ميرزا شفيع اخوى بزرگتر از مرا به دار الحكومه نزد حاكم برده تسليت گفتند . در اين موقع حكومت به ميرزا مسعود ميرزا ظل السّلطان پسر ناصر الدّين شاه و نايب الاياله ميرزا محمّد اقبال الملك بود . [ 2 الف ] مادر و اولاد در اين تاريخ كه به داغ چنين پدرى مبتلا شده و از ما سوى اللّه و از كاينات محروم بودم ، بيست و پنج سال كامل از عمر من گذشته و چهارده سال بود كه مرحومه ماه شرف خانم والدهء ماجدهء مقدّسهء من به رحمت ايزدى پيوسته بود و سه سال متجاوز بود كه عيال براى من گرفته بودند ، يعنى مادر عطاء اللّه را كه شرح آن ان شاء اللّه اوايل سنهء 1298 نوشته خواهد شد و اولاد من بعد از يك نفر مسمّى به عبد اللّه كه عزّ الدين مىگفتند و خيلى زود مرد ، منحصر بود به حبيبه مسمّاة به امّة اللّه كه به مهوش مشهور است و بزرگترين اولاد من است . غلامشاه اردلان بحول اللّه تعالى تولّد من در شهر سنندج كرسى كردستان كه سنه و اردلان نيز گويند شده . چنانچه باز در همين جنگ نوشته‌ام صبح سه‌شنبه دويم شهر محرم الحرام سنهء 1276 - هزار و دويست و هفتاد و شش هجرى على هاجرها الف صلواة و تحيّه كه ميرزا عبد اللّه منشى باشى متخلّص به رونق گفته : « حسين ز خلق حسن احسن الزّمان آمد » مادّه تاريخ تولّد من است . در اين تاريخ سال يازدهم سلطنت ناصر الدّين شاه بود و حكومت كردستان با امان اللّه خان ثانى والى كردستان كه مشهور به غلامشاه خان و ملقّب بود به ضياء الملك اختصاص داشت . كردستان كردستان داراى يك شهر و هفده بلوك حاكم‌نشين است . عليحده جغرافياى آن